مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٣٦ - گزارشی از سخنرانی احمد شاه در شهر نیس
قصیده را خواند. ارباب ملک خوشش آمد، صد خروار گندم حواله به ناظرش داد سرِخرمن، این شاعر هم حواله را گذاشت توی جیبش و نگهداشت تا سرخرمن. سرخرمن که شد برد پیش ناظر، ناظر دید صدخروار گندم اربابش حواله کرده در صورتی که میدانست اربابش گندم را دانه دانه میشمارد؛ خیلی تعجّب کرد و گفت: آقا اجازه بدهید که من ارباب را ببینم! گفت: عیبی ندارد.
ناظر شب رفت پیش ارباب، حواله را نشان داد گفت: این چیست؟
گفت: شب پیش بخاری نشسته بودیم، آن، بعضی چیزها گفت ما خوشمان آمد، ما هم چیزی نوشتیم دادیم خوشش بیاید.
و در صفحه ١٨٠ نیز مدرّس مثلی شیرین آورده است:
یک شتر داری از اصفهان میخواست برود یزد، نزدیک یک آبادی شترش را رها کرده توی بیابان. یکی از توی ده آمد و بنا کرد شتر را زدن؛ صاحب شتر گفت: چرا شتر را میزنی؟ گفت: بلکه من اینجا کاریده بودم، تو هم چریده بودی.
[گزارشی از سخنرانی احمد شاه در شهر نیس]
و در صفحه ٢٠٠ گوید:
دو سه ماه که از جلسۀ نهم آبان ١٣٠٤ (جلسۀ انقراض قاجاریه در مجلس) گذشته بود، در شهر نیس (در جنوب فرانسه، که اغلب لردهای انگلیسی و سایر متموّلین دنیا هم برای تفریح به آن شهر میروند) در یک دعوت رسمی که از طرف احمدشاه به عمل آمده بود، شاه مخلوع ایران به منظور دفاع از تاج و تختِ خود یک سخنرانی مشروح و مفصّلی ایراد نموده، برداشت نطق خود را از تاریخ سیاسی ایران شروع و در حدود یک ساعت با بلاغت، روی تاریخ ایران بحث کرده، و سپس مطالب مهمّی راجع به تغییر سلطنت در ایران ایراد نموده که ما به عللی چند فعلاً از زمینه و مفهوم این سخنرانی تاریخی صرف نظر میکنیم.