مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٤ - مشکلات و دشواریهائی که جهان اسلام را از هر طرف إحاطه نموده بود
مشکلات و دشواریهائی که جهان اسلام را از هر طرف إحاطه نموده بود
امپراطوری عثمانی که روزگاری وین را محاصره کرده بود و اروپا را تهدید میکرد، مجارستان را واگذارد و شکستهای سختی را از روسیه متحمّل شد، بخش عمدهای از قلمرو خود را از دست داد.
اروپا، عثمانی را مرد بیماری مینامید و به این باور، به انگیزۀ طمع بر سر عثمانی به رقابت افتاده بود.
شبه قارّۀ هند به مستعمرات انگلستان پیوسته بود و زیر سلطه و ستم آن قدرت بیعاطفه، تار و پودش از هم میگسست.
ایران نیز در میان مقراض رقابت اروپا و روسیّه از این آفات بینصیب نبود. دور نمای این اوضاع نشان میدهد که جهان اسلام در عصر مرحوم میرزای شیرازی، روزگار دهشتناکی را میگذراند.
وحشت جای جای دار الإسلام را فراگرفته بود. حاکمان و خوانین و مهاجمین مستبدّ، سایۀ شوم وحشت را در تمام لایههای جوامع اسلامی گسترانده بودند. هیچ کس بر کار خلاّق و سازندگی و عمران، دل و دماغ نداشت. زور بود که حرف آخر را میزد و همه جا رونق و جلوه داشت. ضعف فرهنگی، تعصّب، خرافات، جهل و نادانی، بسان بختک بر سینۀ ملّتهای مظلوم مسلمان، جا خوش کرده بود. این، گرد و غباری بود که مهاجمین در پی خود آفریده بودند.
به سرزمینهای اسلامی، از شرق و غرب مهاجمین تاخته بودند. مهاجمینی که نه با خود فرهنگ و تمدّنی آوردند که مسلمانان را به کار آید و نه پیامرسان دینی بودند که تحرّکی پدید آورند و نیروی خلاّقهای شوند؛ بلکه أقوام و قبائل مهاجم و بیفرهنگی بودند که هیچ مقوله از انسانیت و شرف را نمیشناختند.
اینان، جلوی شکوفایی ملّتهای مسلمان را گرفتند. در مناطقی هم که با آنان اختلاط صورت گرفت و در سنّتها و آداب قومِمغلوب هضم گردیدند، پایههای