مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٤ - اخذ رشوه برای اعطاء کرسی نمایندگی به زردتشتیان
علی حالها و استعمال شعب الدُّخان ولکن یجب علیک أن تُواجه السلطان و تَستدعی منه إخراجَ مَن هو معارضٌ لنا مِن طهران. فقام آرسن و أتی إلی السلطان و قال ما جئنا إلی ایران إلاّ معتمدین علیک لتُزیل عنّا کلَّ غائلة حَدَثَتْ و الیوم أصابَتْنا مِن خسائرَ فادحة و فیها مسئولیّةٌ عند السّفراء، فنَستدعی من حضرتکم إمّا أن تتحمّل خسائرَنا لِنرجعَ إلی بلادنا أو تأخذَ لنا الإجازةَ من العلماء، ـ و لمّا لم یکن الأوّل ممکناً للسلطان وَعَدَه بالثانی إضطراراً ـ ثمّ حَدَّثه بالقصّه و ما وَقَعَ الاتّفاق علیه مع المرتشی المذکور. فبَقِیَ السلطانُ متحیّراً فکتب إلی الاشتیانی بما مضمونه: أنّ جنابَک مخیّرٌ بین أن تُعلنَ بإباحة استعمال الدّخان أو تُسافر مدّةً قلیلةً من طهران فإنّ الأمر کذا و کذا؛ فکتب إلیه الاشتیانی: امّا نقضُ حکم الإمام الشیرازی فمحالٌ و أمّا المسافرة فاُسافر مِن الغد إن شاءَ الله...» ـ الخ.
در جلد ٢ تاریخ رجال ایران در صفحه ٢٨٤ و ٢٨٥ در احوالات آقا سیّد عبدالله بهبهانی (قائد مشروطیّت) گوید:
در موقع شورش و بلوای مردم بر ضدّ امتیاز توتون و تنباکو که دولت به انگلیسها داده بود، در مجلسی که از طرف دولت از وجوه علماء و تجّار طهران برای اقناع آنان در منزل کامرانمیرزا تشکیل یافت، فقط سیّد عبدالله با نظر دولت موافقت کرد و حتّی برای این که تحریم را بشکند قلیان هم کشید.
[اخذ رشوه برای اعطاء کرسی نمایندگی به زردتشتیان]
در جلد ١ تاریخ رجال ایران در صفحه ٢٨٠ مینویسد:
اربابجمشید (پسر بهمن زردشتی یزدی) روزی در ضمن صحبت به نگارنده میگفت که: در آغاز تأسیس مشروطیّت و تدوین قانون اساسی بعضی از نمایندگان چندان تمایلی نداشتند که به زردشتیان نمایندهای در مجلس شورای ملّی