مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٢ - مطالب منقوله از کتاب
شاگردان از این إخبار بحرالعلوم به شگفتی میافتند.
و از جمله آنکه: شبی مرحوم بحرالعلوم که در سامرّاء بود و در یکی از حجرههای صحن شریف سکونت داشت، بر خلاف عادتِ همه شب، زودتر حاضران را مرّخص نمود و درِ حجره را بست و حتّی اخصّ خواصّ خود را که از جملۀ آنان سیّد مرتضی داماد بحرالعلوم بر دختر خواهرش بود، او را نیز مرخّص کرد. و چون پاسی از شب گذشت سیّد مرتضی از روزنۀ درِ حجره درون آن را دید، و دید که چراغ روشن است ولی بحرالعلوم در حجره نیست. و در صحن تفحّص کرد و بالأخره در سرداب مطهّر حضرت حجّت رفت و دید که آن حضرت با کسی مشغول سخن گفتن و گفتگوست ولی او کسی را ندید، و صدای بحرالعلوم از دور بلند شد: ای سیّد مرتضی! اینجا چه میکنی و از حجرهات چرا بیرون آمدی؟! با آنکه سیّد مرتضی میگوید: رفتن من در روی پلّههای سرداب با آنکه سه چهار پلّه مانده بود که به آخر برسد به قدری آهسته بود که أخفی مِن دَبیبِ النَّملة فی اللّیلة الظَّلماء عَلَی الصَّخرَةِ الصَّمَّاء.
و از جمله: حفظ و تقیّۀ او تشیّع را در مدّت اقامت خود در مکّه، و خداوند او را حفظ فرموده و سنّیان و ساکنان مکّه چنین میپنداشتند که او از عامّه است، و به چهار مذهب درس میگفت و هر روزه طلاّب برای استفاده به محضرش میآمدند.
[مطالب منقوله از کتاب اعیان الشیعة در احوال ایشان]
و در کتاب أعیان الشیعة، جلد ٤٨، از صفحه ١٦٤ تا صفحه ١٨٠، احوال بحرالعلوم و مشایخ و شاگردان او را آورده است،[١] و قدری از اشعار او را در مرثیۀ حضرت أباعبدالله الحسین علیهالسّلام آورده است، و بعضی از اشعار او را در مطالب دیگر نیز آورده است که ملاّ مهدی نراقی این دو بیت را إنشاء کرده و از
[١]ـ اعیان الشیعة، ج ١٠، ص ١٥٨ الی ١٦١.