مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٢ - گرد آمدن شاگردان شیخ در منزل میرزا حبیبالله رشتی و نصب وی به مرجعیّت عامه
هنوز آن فقرۀ جهادیّۀ علمای کربلا و نجف که آمدند طهران و فتحعلی شاه بیچاره را واداشته با دولت روسیّه به جنگ و جدال انداخته، از نظرها دور نشده است. و هرچه دولت ایران تا به حال میکشد از نتیجۀ همان نصایح علمای آن وقت کربلا و نجف است، و حالا یقیناً تجدید آن لازم نیست...
حاج میرزا حسن، البتّه اعلم علماست، لیکن اگر از ساعتسازی و نجّاری نداند، عیب او نیست؛ اگر از کارها و رموز دولتی عاری و عاطل است، بحثی ندارد... ایشان را از این مقوله که نوشتم اطّلاع دهید... پس آدم عاقل چرا باید این حرفها را بزند؟! چرا باید این فکرهای بیمعنی را بکند؟! چرا قدر تدابیر و قابلیّت کارگزاران را نداند که الحمد للّه نمیگذارند کارها به این جا بکشد!»
[گرد آمدن شاگردان شیخ در منزل میرزا حبیبالله رشتی و نصب وی به مرجعیّت عامه]
صفحۀ ٢٤٦:
شیخ آقا بزرگ تهرانی مینویسد:
وقتی شیخ انصاری از دنیا رفت، مردم جهت تعیین تکلیف در امر تقلید، پیوسته به شاگردان شیخ مراجعه میکردند. این امر باعث شد که افاضل شاگردان شیخ، در خانه میرزا حبیب الله رشتی گرد آیند و به چارهجویی بنشینند. پس از مقداری مشاوره، به گفتۀ میرزای آشتیانی همگی بر مقدّم بودن میرزای شیرازی اتّفاق کردند.
پس از آن در پی میرزا فرستاده و بعد از حضور او در مجلس به ایشان گفتند: مردم نیاز به مرجع تقلید و زعامت دینی دارند و ما همگی بر شایستگی شما اتّفاق کردهایم.
میرزا در پاسخ گفت: «من آمادگی این مهم را در خود نمیبینم و توانایی بر