مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٨١ - مظاهری از مقاومت منفیّ در میان مردم مشاهد مشرّفه
هرچند این نافرمانیِ آرام و شورش پنهانی مردم، بر أثر سرسختی دولتیان، به خشونت میگراید، و مردم مغازهها را میبندند، شیشههای منزل نایب السَّلطنه را با سنگ و کلوخ میشکنند، زنان منبریِ ثناگوی دربار را از منبر پائین میآورند، و به گزارش اعتماد السَّلطنه:
«اهل شهر به دور أرک جمع آمدند، أرک را گرفتهاند، تمام دکاکین شهر را بستند، مردم شوریدهاند.»
یا در اعلامیّهها، دولت به قیام مسلّحانه تهدید میشود:
«ما هم به فکر کار افتاده، چنانچه شاید و باید برای خودمان، به فضل خداوند، تهیّۀ لوازمات جنگ و استعداد مقابلۀ با توپ و تفنگ تو را دیده، حتّی اینکه مخصوصًا از قبیل تفنگهای مارتینی (که تمام دلگرمی و خاطر جمعی تو با آنهاست) چقدر حاضر و آماده داریم.»
به گفتۀ ناظم الإسلام: مردم، راستی به خیال جهاد افتادند، درصدد کارسازی تهیّه و تدارک و فراهم کردن أسلحه برآمدند. حتّی روستائیان نیز خود را برای نبرد احتمالی آماده میکردند و میگفتند: ما چون شنیدیم جهاد است مبلغی أسلحه خریدهایم و آمدهایم ببینیم آقا چه میگویند.
میرزا با نفوذ معنوی و شیوۀ حکیمانه خود، دلهای ارتشیان را تسخیر کرد و آنان را به عدم همکاری با فرماندهان خود فراخواند، و در یک کلمه، خانه دشمن را از درون تسخیر کرد، تا آنجا که کلفتها و خدمۀ اندرون شاه نیز دست به قلیان نمیزدند، سربازان و ارتش نیز مطیع مجدِّد بودند.
شاه تلغرافی به أمیر نظام (حسنعلیخان گروسیّ، وزیر ولیعهد) فرمودند که: مقداری کافی أسلحه و قورخانهداری، به سربازهای تبریز فشنگ بده و در میان شورشیان شلیک نما! جواب أمیر نظام این شد که: به دست چندین هزار یاغی که مسلّح هستند، دادن أسلحه و مهمّات حرب را جایز نمیدانم؛ یعنی سرباز