مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣٨ - نفوذ حکم از دیدگاه خارجیان
نحوی که در آبدارخانه و حرمسرای ناصرالدّین شاه تمام خواجهها و غلامان، قلیانها و سرقلیانها را شکسته، برای اطّلاع شاه در جلو خوابگاه همه را جمع کردند... شاه، به اندرون انیس الدّوله که در واقع ملکه و بیاندازه مورد علاقه و توجّه ناصر الدّین شاه بود وارد شد، در حالی که کلفتهای انیس الدّوله مشغول پیادهکردن سرقلیانهای نقره و طلائی مرصّع بودند و خود انیس الدّوله ناظر به عمل خدمتکاران بود، شاه از انیس الدّوله پرسید:
خانم! چرا قلیانها را از هم جدا و جمع میکنند؟
جواب داد: برای آنکه قلیان حرام شده!
ناصر الدّین شاه، روی درهم کشیده با تغیّر گفت: که حرام کرده؟!
انیس الدّوله هم با همان حال گفت: همان کس که مرا به تو حلال کرده است!
شاه هیچ نگفت و برگشت و برای آنکه مبادا به احترامش لطمهای وارد آید، بعد از آن به هیچ یک از نوکران خود دستور نمیداد که قلیان بیاورند. در تمام دربار، قلیانها را جمع کردند.
... از قهوهخانه سلطنتی هم دخانیه برداشته شد. به جایی رسید که یهود و نصاری نیز به متابعت از اسلام، دخانیّه را در ظاهر متارکه نمودند.
نفوذ حکم به حدّی بود که حتّی افراد بیقید نسبت به دین هم پیروی از آن حکم را بر خود لازم دانستند. معروف است که عدّهای از شراب خوارها گفته بودند:
«ما شراب را علانیه و بر ملا میخوریم و از هیچ باکی نداریم، ولی چپق را تا آقای میرزا حلال نکند، رو نخواهیم آورد.»
نفوذ حکم از دیدگاه خارجیان
صفحۀ ٢٠٨:
دکتر فووریه (پزشک ویژه ناصرالدّین شاه) در اینباره مینویسد: