مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٢ - در احوال میرداماد و شیخ بهائی
للشیخ الأجل المحقّق الثّانی علی بنته فافتخر بهذا اللّقب و وَرِثَه منه وَلَدُه.[١]
[در احوال میرداماد و شیخ بهائی]
و در صفحه ٤٢٥ از کتاب محبوب القلوب از مرحوم میرداماد این رباعی را آورده است: و له ـ بَرَّدَ اللهُ مَضجَعَه ـ :
|
از خوان فلک قرص جوی بیش مخور |
انگشت عسل مخواه و صد نیش مخور |
|
|
از نعمت الوان شهان دست بدار |
خون دل صد هزار درویش مخور |
* * *
قال فی الحاشیة: إنّ المشهور أنّ هذه الرباعیّةَ تعریضٌ منه لِمُعاصره شیخِنا البهائی ـطاب ثراهـ و قد أنشد الشیخُ فی جوابه هذه الرباعیّة:
|
زاهد به تو تقوا و ریا ارزانی |
من دانم و بیدینی و بیایمانی |
|||
|
تو باش چنین و طعنه میزن بر من |
من کافر و من یهود و من نصرانی |
|||
أقول: فی نسبة هذه الرباعیّة إلی البهائی اشکالٌ واضحٌ؛ لأنّ البهائی کان سالکًا إلی الله مراقبًا و معذلک کان مِن قُرَناء الدّاماد و کان یحترمه اشدَّ الحُرمة. شاهد بر این گفتار این مطلب است: در کتاب طاعت آل محمّد تالیف علیبن محمّد جعفربن المسیح الطهرانی که در آخر کتاب مجموعه افاداتِ شهید ثانی طبع شده است در صفحه ٧٢ فرماید:
کتب السیّد الدّاماد إلی جناب الشیخ بهاء الدّین العاملی ـعلیهما الرحمةـ بلسان الفارسیة:
|
ای سِرّ ره حقیقت، ای کان سخا |
در مشکل این حرف جوابی فرما |
|
|
گوئی که خدا بود و دگر هیچ نبود |
چون هیچ نبود پس کجا بود خدا |
[١]ـ جنگ ٦، ص ١٩٦.