مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٣٧ - ملّت ایران لیاقت یک چنین پادشاه مشروطه و قانونی را نداشت
[ملّت ایران لیاقت یک چنین پادشاه مشروطه و قانونی را نداشت]
و در صفحه ٢٠١ گوید:
چنانچه اغلب در مواقع باریک و سخت با رئیسالوزراهای وقت تبانی کرده به استعفای آنان، قضایای سیاسی صورت دیگری پیدا میکرد و در نتیجۀ آن، حیات سیاسی کشور دچار لطمه و سکته نمیگشت؛ و همین وطن دوستی و اتّخاذ روّیۀ سیاسی آن مرحوم بود که پس از عزل مشارٌالیه، در اغلب جراید خارجی از مشارٌ الیه تعریف و تمجید شد؛ حتّی یکی از جراید در مقالۀ خود این عبارت را نوشته بود:
«ملّت ایران لیاقت یک چنین پادشاه مشروطه و قانونی و وطن پرستی را نداشت.»
تا آنکه گوید:
دو قوای مخالف، کشور را اشغال کرده بود و در اثر نفوذ خود و عدم قدرت حکومت مرکزی ایران، دائماً اسنادی از مشارٌ الیه میخواستند تحصیل نمایند. احمدشاه خود را مصنوعاً وسواسی نشان داده، به این بیماری مدّتها تمارض نموده، و به قدری نقش خود را خوب بازی میکرده است و حتّی اغلب برای اینکه امر را کاملاً مشتبه نماید به عنوان اینکه اشخاصی که گرد او هستند ممکن است آلوده به میکرب باشند، سماور و قند و چای میخواست و خودش شخصاً چای درست میکرد که به دست دیگری تهیّه نشود، مبادا آلوده گردد. و انعکاس این موضوع و این تمارض برای این بود که مطلقاً قلم در دست نگیرد و به همین بهانه اُصولاً قلم در دست نمیگرفت و چیزی را امضاء نمیکرد. اگر احیاناً از نمایندگان خارجی با شاه ملاقات میکردند و تقاضائی داشتند، احمدشاه اصولاً از کسی چیزی نمیگرفت، اظهار میکرده کاغذ را بگذارید روی میز، به هیئت وزراء میفرستم و دستور میدهم که جواب آن را هرچه زودتر به شما بدهند.