مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٦٣ - شیفتگی و غربزدگی سران و مردم ایران و عثمانی زمین١٧٢٨ أصالت را به کلّی نابود ساخت
انگلیس مینویسد:
«در تاریخ بازرگانی، چنین تیرهروزی و فقری بینظیر میباشد. استخوانهای بافندگان پنبه، سراسر دشتهای هند را پوشانده و سفید کرده است.»
در این میان، فشار بر مسلمانان شبه قارّۀ هند بیش از اقوام دیگر بود. تعیین مالیاتهای سنگین در زمینه ارزیابی اجارهبها، زمینداران مسلمان را به نابودی کشاند. مالیاتهایی که بر موقوفات بسته شد و دشواریهایی که برای درآمدهای وقفی پیش آمد، موجب کاهش درآمد مساجد و إخلال در وضع آموزش و نگهداری مدارس شد. دارالحرب إعلان شدن هند، نشانگر محرومیّت و وضع رنجآور مسلمانان بود؛ زیرا بر این اساس اعلام شد که مسلمانان برای رهایی از ظلم و بیداد، ترک وطن بکنند. گذشته از دسیسههای سوء استعماری که بحران اقتصادی را شدّت میبخشید، قحطیها و آفات طبیعی نیز بر این بحران میافزود.
[شیفتگی و غربزدگی سران و مردم ایران و عثمانی زمینۀ أصالت را بهکلّی نابود ساخت]
صفحۀ ٣٣٢:
٣. وضعیّت فرهنگی.
غربگرایی
غربگرایی و غربزدگی بلای دیگری بود که در آن عصر دامنگیر مسلمانان به ویژه ایرانیان شده بود و آنان را از هویّت ملّی و ارزشهای دینی بیگانه میساخت.
رابطه جهان اسلام با غرب تا قرن یازده هجری به واسطه اقتدار عالم اسلام از موضع استقلال رقابت آمیز و توأم با کینهها و حسدها و برد و باختهای متقابل بود و ضعف و عقبماندگی موضع دفاعی داشت، امّا پس از این تاریخ، که غرب از رنسانس و سرمایهداری برخاسته بود و امپراطوری عثمانی گرفتار دشواریهایی