مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٨٩ - کیفیت ارتباط سیّد بحر العلوم با نورعلیشاه
ملاقات نمایم!
آن مرد عالم أمین، حقیقت حال را به راستی خدمت نورعلیشاه عرض کرد؛ فرمودند: مضایقه ندارم و شبی را معیّن کردند. و جناب سیّد بحرالعلوم رعایت احتیاط فرموده، دستورالعملی به شخص مُضیف دادند که جلوس، قریب به یکدیگر نباشد، قلیان جداگانه، و غذا در مجموعه و ظرف علیحده، و اگر قلیان سیّد را بکشد، بیرون برده تطهیر نماید.
الحاصل، بعد از ملاقات جناب سیّد خطاب فرمودند که: آقا درویش، این چه همهمهای است که در میان مسلمانان راه انداختهای؟!
در جواب گفت که: من «آقا درویش» نیستم! نام من نورعلیشاه است.
سیّد فرمود: شاهی شما از کجا رسیده؟!
جواب گفت: از جهت سلطنت و غلبه و قدرت بر نفسِ خود، و سایر نفوس!
سیّد فرمود: بر سایر نفوس از کجا؟!
مُضیف میگوید: تصرّفی به ظهور رسید و تغییری پیدا و تحیّری حاصل گردید که از وصف آن عاجز است! و جناب سیّد به من فرمودند: قدری در بیرون در باشید که مرا سخنی است! بیرون خانه رفته، بنشستم تا وقتی که مرا خواندند. و قلیان دیگر که آوردم، سیّد بزرگوار به دست خود به ایشان دادند و در یک ظرف غذا خوردند؛ و آن شب چنین گذشت.
و جناب سیّد شبی دیگر خواهش ملاقات کرد، به نورعلیشاه گفتم، فرمود: ما را کاری نیست و اگر ایشان را کاری است نزدیک بیایند.
لهذا بعضی از شبها که کوچه خلوت میشد جناب سیّد و من عبا بر سر کشیده به منزل شاه میرفتیم. ولی چون اهالی کربلا به توقّف نورعلیشاه راضی نبودند، به سعی جناب سیّد بحرالعلوم و آقا میر سیّد علی (صاحب ریاض)، نورعلیشاه به قصد زیارت مکّۀ معظّمه از سلیمانیّه به جانب موصل مسافرت و