مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٦٤ - نسل یک مرد ایرانی!
بازارهای آن سامان عرضه میداشتند و این تجارت هنوز هم به قدرت و اعتبار خود باقیست. بازرگانان ایرانی از زنگبار نارگیل و میخک و عاج و سایر کالاهای مورد نیاز را به ایران حمل میکردند.
باری، حسن بنعلی و فرزندانش پس از عبور از خلیج فارس و عبور از دور شبه جزیره عربستان خود را به زنگبار رساندند، و به محض پیاده شدن در این جزیره سبز و خرّم که سرتاسر آن زیر درختهای نارگیل و منگوم و میخک پوشیده شده بود دلباختۀ زیبائیهای طبیعت شدند.
آنها پس از تحمّل ناراحتیهای بسیار در آنجا مقیم شدند و برای تحصیل قدرت و نفوذ بیشتر هر کدام با سی تا چهل دختر آفریقایی ازدواج کردند و در نتیجه پس از چند سال طایفه مقتدری به وجود آوردند و حسن بنعلی یک امپراتوری وسیع تشکیل داد و برای حفظ موقعیت خویش قلعههای مستحکمی در کرانه دریا بنا کرد و در ترویج شریعت اسلام کوشید. هنوز با آنکه چندین قرن از آن زمان میگذرد دیوارهای این قلعه و مسجدی که آنان ساختهاند پا برجاست.
دخترانی که حسن بنعلی و پسرانش به زنی اختیار کردند بیشتر از رؤسای قبایل بودند و این امر برای تشکیل امپراتوری زنگبار کمک فوق العادهای میکرد. کلمه زنگبار از دو کلمه زنگ و بار که به معنای کرانه سیاه میباشد تشکیل شده است.
به هرحال، کلیّه نوادگان و بازماندگان آنها خود را شیرازی نامیدند و به این وسیله خود را برتر و بالاتر از طبقات دیگر مردم زنگبار خواندند؛ هرکس که در زنگبار خود را شیرازی مینامد منظورش این است که خون حسن بنعلی در او وجود دارد. امروز دویست هزار شیرازی در زنگبار و سیصد هزار در کرانههای افریقای شرقی بسر میبرند که از شمال سومالی تا میانههای خاکِ موزامبیک پراکندهاند!