مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥١ - مکاشفهای در حرم مطهّر حضرت ثامن الأئمّه علیهم السّلام
من در صدد تفحص برآمده و یک نسخۀ آن را گفتند پیش آقا سیّد کمال برادر آقا سیّد عبدالله بهبهانی موجود است، من از او مدّتی عاریه گرفته و مطالعه نمودم ...
[مکاشفهای در حرم مطهّر حضرت ثامن الأئمّه علیهم السّلام]
مکاشفهایست که در حرم مطهّر حضرت ثامن الائمّه علیهمالسّلام برای شخصی روی داده و قابل توجّه است، و تفصیل آن از روی خط خودِ حاکیِ قضیّه بیان میشود.
این قضیّه به طور مسلّم مطابق واقع بوده و بنده از روی نسخهای که خود نگارنده تهیّه نموده و حضرت آیة الله میلانی در اوّل کتاب دارالسّلام قرار دادهاند حکایت مینمایم (حکایت از روی عین نسخه):
در سال بیستم ولادت این بنده ١٣٢٢ هجری قمری به مصاحبت مرحوم میرزا مسیح صدیق الأطبّاء حامل جنازۀ مرحوم ساعد الدّولة تنکابنی به ارض اقدس مشرّف گردیده؛ در مراجعت جناب صدیق الأطبّاء به استرآباد رفته تا کیفیّت توقیر از جنازه و انجام خدمت خود را به عرض حضور سپهسالار برسانند.
این بنده با سایر همراهان به طهران آمده، بعد از یک سال که مرحوم صدیق الأطبّاء از استرآباد و مسافرت به مازندران و توقّف در تنکابن به طهران آمده به دیدنشان رفتم؛ در ضمن مذاکرات نقل این حکایت نمودند که:
حاجی میرزا حسن، طبیبی است در اشرف، و سابقۀ همدرسی بود فیما بین من و ایشان در مدرسه مروی، تا پس از تحصیلات مقدّماتی هر دو وارد در طبّ گردیده، من طبیب فوجِ ساعد الدّوله شدم و [با] حاج میرزا حسن حکیم باشی اشرف؛ چند سالی هم مخابرات و مراسلاتی فیما بین بوده تا به سبب مسافرتهای متوالی من، در حدود و ثغور مملکت قطع مکاتبه گردیده ابداً اطلاعی از یکدیگر