شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٥٥
له منازع يعادله، و لا شبيه يشاكله، و لا ظهير براى او ستيزهجويى در برابرش و نه مانندى همشكلش و نه پشتيبانى يعاضده، قهر بعزّته الاعزّآء، و تواضع لعظمته كه كمكش كند، مقهور كرده با عزتش عزيزان را و بزرگان در برابر العظمآء، فبلغ بقدرته ما يشآء، الحمد للّه الّذى عظمتش فروتنند و رسا باشد توانائيش به هرچه خواهد، حمد يجيبنى حين اناديه، و يستر علىّ كلّ عورة براى خدايى است كه پاسخ دهد زمانيكه صدايش زنم و مىپوشاند و انا اعصيه، و يعظّم النّعمة علىّ فلا اجازيه، بر من هر عيبى را و من نافرمانيش كنم و بزرگ دارد نعمت را بر فكم من موهبة هنيئة قد اعطانى، و عظيمة من پس شكرش را نگزارم و چه بس موهبتهاى گوارا كه به من داده مخوفة قد كفانى، و بهجة مونقة قد ارانى، است و چه امور بزرگ ترسناك از من دور كرده و چه خوشىهاى عجيب فاثنى عليه حامدا، و اذكره مسبّحا، الحمد للّه به من نموده، پس ثنا گويم بر او ستايشكنان و ياد او كنم تنزيهكنان، ستايش الّذى لا يهتك حجابه، و لا يغلق بابه، و لا يردّ خداى را كه پاره گرديده نشود پردۀ خطا پوشش و بسته نگردد درش و رد نشود