شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١٦١ - شهود خداوند به رازهاى پنهان و امور جزئى
هيچچيز با او نيست، هيچ موجودى در رتبه وجودى حق نيست.
شهود خداوند به رازهاى پنهان و امور جزئى
«و قرب فشهد النّجوى»، (نزديك است و راز پنهان را شاهدست.)
خداوند كه به همه چيز دانا و آگاه است، آگاهى و دانايى او ناشى از احاطه وى به هستى است و هيچچيز از او غايب نيست مثلا شما الآن به خانهتان علم داريد ولى خانه چيزى خارج از وجود شما است و شما از آن فقط صورتى در ذهن داريد اما علم بهاينصورت كه داريد نه اينكه به صورت ديگر تغيير يابد و علم به صورت صورت داشته باشيد بلكه نفس صورت خانه در پيش شما حاضر است و الاّ تسلسل لازم مىآيد شما الآن با قوه سامعهتان به حرفهاى من گوش مىدهيد پس به قوه سامعهتان علم حضورى داريد اما نه اينكه اين فقط تصورى از قوه سامعه باشد بلكه خود وجود سامعه هم از حيطه ذات شما بيرون نيست لذا وقتى اين قوه را به كار مىبريد به آن احاطه داريد، همين احاطه شما علم شما نيز هست.
با توجه به اين مثال، ذات حق تعالى كه احاطه به تمام هستى دارد همان احاطۀ وجودى او علم او نيز هست پس علم خداوند به ما و موجودات هستى از قبيل علم ما به خانه خودمان نيست بلكه مانند علم ما است به قوه سامعهى خود كه باصطلاح نامش علم حضورى است و فقط ارتسام و نقشبندى صورت نيست. از علم خدا در اين