شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٤ - رحمت و غضب، كمال وجودى
عدهاى (متكلمين) گفتهاند نمىتوانيم اينگونه تعبير كنيم پس بايد گفت اين صفاتى كه در انسانها ملازم با مبادى و آثار جسمانى است و دربارهى خدا اثبات شده است فقط غايات و آثار آنها منظور است و از قبيل: «خذ الغايات و اترك المبادى» هستند. وقتى ما به كسى ترحّم مىكنيم اين رحم ما اثرى و غايتى دارد يعنى در مقام رفع گرفتارى او برمىآييم كه اثر و نتيجۀ رحمت است. خداوند هم در حقيقت رحيم است و رحمتش به معنى ترتيب آثار رحمت است.
همچنين در مورد غضب، اين كه ما عصبانى مىشويم و قلبمان به تپش و بىقرارى مىافتد و انتقام مىكشيم. اين انتقام، اثر غضب است و اين كه خداوند غضب دارد يعنى اثر غضب كه جهنم و كيفر بدكاران است و مبادى آن يعنى تحريك اعصاب، تپش و ضربان قلب را ندارد، چون جسم و جسمانى نيست.
و گروهى از اهل تحقيق مىگويند صفت رحمت حقيقت وجودى و كمال وجودى شخص رحيم است، كه در مقام رفع گرفتارى از ديگران برمىآيد چه در خدا باشد چه در انسانها. بله چون رحمت مراتب دارد وقتى در انسانها مىخواهد مصداق پيدا كند ملازم با انفعالات جسمانى و مبادى مادى است ولى اين مبادى و انفعالات مادى مقوّم و شرط ماهوى رحمت نيستند كه بگوئيم ترحم يعنى انفعال جسمانى. مانند اينكه وقتى شخص مصيبتديدهاى را مىبينيم اين معنى روى اعصاب ما اثر گذاشته، قلبمان ناراحت مىشود و اشكمان جارى مىشود.