شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١٥٣ - ملك و پادشاهى
مىنازيد.) و با ابراهيم دربارۀ پروردگارش محاجه مىكرد، خبر نيافتى؟
اين جمله مانند اين است كه شخص بگويد فلانى به من بدى كرد با اينكه من در حقش خوبى كردم و مقصود اين است كه خداوند مىخواهد بفرمايد حق نيكى من به نمرود كه به او سلطنت دادم، اين بود كه او هم به من احسان كند نه اينك درباره من با ابراهيم احتجاج كند و ادعاى خدائى نمايد.
نكته: مانعى ندارد پادشاهى و سلطنت ظاهرى مثل نمرود را، به عطاى الهى نسبت دهيم چون پادشاهى يك نوع حكمرانى و سلطنت بر مردم است مثل بقيه انواع سلطنت و قدرت كه از نعمتهاى الهى است و ميل به آن را خداوند در نهاد انسان قرار داده است لذا مىشود آن را به خدا نسبت داد حال اگر انسان از اين نعمت الهى استفاده مطلوب بنمايد، سعادتمند مىشود ولى اگر آن را در راه فساد بكار بست و از آن سوء استفاده كرد نعمت و احسان خدا را مبدّل به نقمت و عذاب كرده است.
متن دعا: «مسخّر الرّياح فالق الاصباح ديّان الدّين ربّ العالمين»
ترجمه: مسخرهكنندۀ بادها و پديدآورندۀ صبحگاهان، ديّان الدين [حاكم و به حساب رسندۀ روز جزا]، پروردگار عالميان است.
تسخير يعنى موجودات فعّالهاى (بسيار عملكننده) فعاليتشان تحت فرمان يك موجود ديگر باشد مثل اينكه قوۀ چشم و گوش و دستمان همه به خواست خداست كه تحت فرمان ما شدهاند آنوقت