شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٦ - كلّى متواطى و مشكّك
براى كلى مشكك به نور مثال مىزنيم كه در تعريف آن گفتهاند ظاهر بنفسه (بذاته) مظهر لغيره يعنى آن حقيقتى كه خودش خودبخود ظاهر و آشكار است و اشياء ديگر را هم روشن و ظاهر مىكند. الآن مىبينيد نور پيش ما خودبخود ظاهر است و در پرتو آن اشيايى مثل كتاب، در و ديوار ظاهر مىشوند و اين نور حقيقتى است ذومراتب داراى مرتبۀ قوى، متوسّط و ضعيف.
نور جسمانى داريم مانند نور لامپ و خورشيد و غيرجسمانى هم داريم مانند خداوند كه اَللّهُ نُورُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ[١] نور كلّى مشكّك است. رحمت هم اينطور است داراى مراتب شديد و متوسط و ضعيف است و مرتبه شديدش در خداوند علىّ متعال است كه هيچگونه شائبۀ ماديت در آن نيست و از شئون وجود مطلق و از كمالات اوست. و وجود هرچه تنزّل پيدا كند مشوب و آميخته مىشود به خواص ماده و لوازم ماهيّت.
خلاصه: ترحّم حقيقتى است معنوى كه منشأ لطف و احسان و عفو و بخشش نسبت به ديگران مىشود بدون اين كه انفعال جسمانى و دگرگونى روحى جز و حقيقت آن باشد هرچند در موجودات جسمانى ملازمه دارد با مبادى و ملازمات مادّى و آنچه در صفت رحم و رحمت گفته شد در صفت مقابل آن، غضب هم هست يعنى غضب مانند رحمت و محبّت يك حقيقت و كمال وجودى است كه
[١]- نور، ٢٤.