شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٩٦ - قابليت و دعا، شرط افاضه
عالم، با اينكه خداوند نسبت به آنها بخلى ندارد در افاضۀ فيض، ولى بايد شرائط لازمه را داشته باشند و علل معدّه فراهم شود تا زمينه براى فيض فراهم شود. خيلى چيزهاست كه تا سر تسليم در پيشگاه حق فرود نياورند فيض براى آنها صلاح نيست نه اينكه خداوند خوشش بيايد و بخواهد لذّت ببرد و از اين جهت برترىجوئى كرده باشد كه ما حتما تحقير شويم و از اين طريق بخواهد كمبودى را از خودش برطرف كرده باشد، خير اين نيست بلكه تا سر تسليم و دعا فرود نياوريم لياقت چنين فيضى را نداريم. گاهى مىشود پروردگار عالم گرفتارى پيش مىآورد تا ما حال تضرّع پيدا كنيم و در اثر حال تضرّع، توبه و انابه كنيم آنوقت فيضش را شامل حال ما مىكند.
آيه شريفه مىفرمايد:... فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ اَلضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ...[١]، (هنگامىكه با پيامبران به مخالفت برخاستند آنها را مبتلا به رنج و ناراحتى ساختيم به اميد اينكه تسليم شوند و گريه و زارى نمايند. چرا هنگامىكه مجازات ما به آنها رسيد، گريه و زارى و خضوع نكردند؟ بلكه در دلهاى آنها قساوت و سختى پيدا گرديد.)
نتيجه اين كه: در اشكال به مناجات و دعا و نيايش با فرض اين كه خداوند فيّاض و حكيم على الاطلاق است، گفته مىشود هرچه را صلاح بنده بداند به او عطا مىكند پس دعا يعنى چه؟ جواب اين
[١]- انعام، ٤٢-٤٣.