شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١٩٣ - پيامبر امين و صفىّ
حضرت؛ فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى [١](خداوند به پيامبرش وحى كرد آنچه را وحى كرد) استفاده مىشود گويا خداوند مىخواهد بفرمايد اينها ديگر مربوط به بندگان نيست و از اسرارى است كه در آن خلوتگاه انس در سفر معراج، پيغمبر اكرم از خدا تلقّى كرد و حتى فرشته وحى هم آنجا واسطه نبود پس ممكن است خبرى به پيامبر وحى شود اما مأمور ابلاغ آن نباشد و از طرفى همه وحىها مربوط به نبوت و ابلاغ به مردم نيست و جنبۀ شخصى و ارشادى دارد، مثلا در سوره قصص مىفرمايد: وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي اَلْيَمِّ،[٢] (به مادر موسى وحى كرديم فرزند خود را شير بده و اگر بر او از دشمن ترسيدى وى را به دريا بينداز). كه اين وحى ارشادى و براى راهنمايى مادر موسى بود و نبوتى نبود.
درهرصورت پيامبر در وحىهايى كه مربوط به نبوت بود و مىبايست به مردم ابلاغ كند خيانت نمىكند يعنى به خوبى مىتواند دريابد و از مقامى كه مىخواهد به او وحى شود به خوبى دريافت كند بالاخرة روحش هم آن وحى را به خوبى نگهدارى مىكند نه فراموش مىكند و نه چيزى را كم مىكند و نه اشتباه مىكند كه چيزى به آن اضافه يا از آن كم كند در مقام گفتن هم به خوبى و صريحا مىگويد و هواى نفس در او وارد نمىشود كه مانع از گفتن مطالب شود. اين همان امانتدارى پيامبر است.
[١]- نجم، ١٠.
[٢]- قصص، ٧.