شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧٥ - تسبيح ذاتى و علم و حيات موجودات
أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اَللّهُ اَلَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ...[١]، (تا چون بدان [آتش] رسند گوشها و چشمها و پوستهاى بدنشان به آنچه انجام مىدادند گواهى دهند. آنها به پوستهاى بدنشان مىگويند چرا به ضد ما گواهى داديد؟ جواب مىدهند همان خدايى كه هر موجودى را به سخن درآورده ما را گويا ساخت...).
و نيز مىفرمايد: فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ اِئْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ[٢]، ([بعد از اينكه خداوند آسمان و زمين را آفريد] به آنها فرمود به طوع و رغبت يا اكراه بياييد [شكل بگيريد] در جواب گفتند: ما از روى طاعت و ميل مىآئيم [شكل مىگيريم] -).
اين آيه مانند آيه قبلى دلالت دارد به اينكه همه موجودات از يك نوع علم و دركى هرچند ضعيف برخوردارند و بعيد نيست چون علم دارند علم آنها ناشى از حيات مرموزى باشد كه ملموس نيست بنابراين هيچ موجودى فاقد علم نيست و مىشود گفت هر موجودى وجود خود را درك مىكند و مىخواهد با وجود خود احتياج و نقص وجودى خود را كه سراپاى او را احاطه كرده اظهار نمايد و آنرا بر طرف كند و هر موجودى در ذات خود درك مىكند پروردگارى غير از خداى تعالى ندارد و اين كه خدا را ربّ العالمين مىخوانيم ربّ يعنى رساننده به كمال از نقص و تربيتكننده موجودات و همه موجودات
[١]- فصّلت، ٢٠ و ٢١
[٢]- فصّلت، ١١