شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٢٠ - عصمت يوسف عليه السّلام
قرارشان داده بطورىكه ديگر غير از خدا هيچچيز در وجود آنها سهم ندارد در نتيجه غيرخدا را اطاعت نمىكنند چه وسوسه شيطان باشد يا زينت دادن نفس و يا هر انگيزه ديگرى و آن عامل قوى و نيروى بازدارندۀ از گناه و معصيت كه خداوند در اثر لياقت و شايستگى آنها كرامت فرموده، حافظ و نگهبان آنها است و نفس امّاره نمىتواند عنان اختيار را از دست آنان بگيرد.
نكته: اينكه مىگوئيم انبياء و ائمّه معصوماند و عصمت آنها مغلوب هيچچيز قرار نمىگيرد بدينمعنى نيست كه آنها قدرت معصيت ندارند. انبياء مانند فرشتهها نيستند، فرشتهها هنر زيادى نكردهاند چون اصلا انگيزه گناه و معصيت ندارند و در مايۀ وجودى آنها نيست ولى انسانها كه از نوع بشر هستند جنبه حيوانيت دارند و مايهى آن در همهى افراد از جمله انبياء و ائمه عليهم السّلام وجود دارد ولى با داشتن آن علم و معرفت كامل با اختيار گناه نمىكنند. و اهميت عصمت معصومين در اين است كه هرچند توان و قدرت تخلّف و معصيت دارند اما نيروى عصمت در آنها به قدرى قوى است كه مانع از گناه مىشود.
مرحوم علاّمه حلّى در مورد عصمت مىفرمايد: «و لا ينافى العصمة القدرة» (مقام عصمت با قدرت بر معصيت منافاتى ندارد) يعنى معصوم با اينكه امكان گناه براى او هست بااينحال خودش را حفظ مىكند.