شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٢١٩ - عصمت يوسف عليه السّلام
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ، كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ اَلسُّوءَ وَ اَلْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا اَلْمُخْلَصِينَ،[١] (آن زن (زليخا) به ميل نفس خود بناى مراوده با يوسف را گذاشت و درها را بست و يوسف را به خود دعوت كرد و اشاره نمود من براى تو آمادهام، يوسف گفت به خدا پناه مىبرم. او پروردگار من است به من مقام نيكو (منزّه و پاك) عطا فرموده و هرگز ستمكاران رستگار نمىشوند و آن زن از شدّت ميل باز اصرار و اهتمام كرد و اگر لطف خدا و برهان روشن حق (علم و يقين)، نگهبان يوسف نبود او هم به ميل طبيعى، آهنگ آن زن مىكرد.
چنين كرديم تا بدى و زشتكارى را از او بازگردانيم. به راستى او از بندگان گزيدۀ ماست).
اين برهانى است كه يوسف از پروردگار خويش ديد هرچند اين برهان در آيه مشخص نشده ولى مىشود از قرائن و شواهد گفت يكى از وسائل يقين بوده كه خداوند به بندگان مخلّص خود نشان مىدهد يعنى نوعى علم مكشوف و يقين مشهود و ديدنى است كه وقتى انسان آن را به دست آورد كاملا مطيع فرمان خدا مىشود و به هيچوجه ميل به معصيت پيدا نمىكند و قصد آن را هم نمىكند و آن عبارت است از عصمت الهيّه كه قبلا بيان شد نوعى علم و ادراك است كه به سرحد يقين برسد.
آرى بندگان مخلص آنها هستند كه خداوند خالص براى خود
[١]- يوسف، ٢٣ و ٢٤.