شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١٥٢ - ملك و پادشاهى
انبياء عليه السّلام الهى و فرمانرواى بر مصر بود كه خداوند بر حسب وسائلى براى او فراهم فرمود و يوسف عليه السّلام به شكرانه اين نعمت در مقام مناجات عرض مىكند رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ اَلْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ اَلْأَحادِيثِ فاطِرَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي اَلدُّنْيا وَ اَلْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصّالِحِينَ،[١] حضرت يوسف بعد از آنكه خداوند را ثنا گفت و احسانهاى او را در نجاتش از بلاها و سختىها بر شمرد، در مقام شكر و سپاس نعمتهائى كه خداوند مخصوص او گردانيده عرض مىكند: اى پروردگار من!، بخشى عظيم از حكومت را به من بخشيدى و مرا از علم تعبير خوابها آگاه كردى، اى آفريدگار آسمانها و زمين، تو ولى و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران (تا زندهام به مسلمانى زندگى كنم) و به شايستگان ملحق فرما.
اين ملك و سلطنتى كه يوسف داشت نامشروع نبود و حكومتى بود كه فرمانرواى عالم، خداوند به وى عنايت كرد و به او سلطۀ تشريعى، كرامت فرمود و فرمانرواى مصر شد.
و بعضى ملك و سلطنتها استفاده از آنها به ناحق و ظالمانه است مانند ملك و حكومت نمرود كه قرآن مىفرمايد: أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اَللّهُ اَلْمُلْكَ إِذْ قالَ...[٢]، آيا از (حال) آنكس (نمرود) كه چون خدا به او پادشاهى داده بود (و بدان
[١]- يوسف، ١٠١.
[٢]- بقره، ٢٥٨.