شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٦٢ - خوف از خدا و عوامل خوف
چيز است، قدرتمندى است شكستناپذير كه با ارادۀ نافذ خود هر امرى را اصلاح مىكند، و شايستۀ عظمت است.)
طبق اين آيه شريفه هيچ خطرى از جانب خداوندى كه سلامتى و ايمنىبخش است، متوجه موجودات نمىشود. اما در عين حال بايد از عدالت خدا خوف داشت و بايد بدانيم كه دنيا صاحب دارد و عدالت كاملا حكمفرماست و كسى نمىتواند به قول نسيم شمال بگويد: «خوب كردم، هرچه كردم، هرچه بردم، مفت من».
مطابق فرمايش امير المؤمنين امام على عليه السّلام: «لا يخافنّ احد منكم الاّ ذنبه»[١]، (هيچكدام از شما نترسد مگر از گناهش.)
پس خوف از خدا به خوف از عدالت و رحمت عمومى حق بر مىگردد. بعضى از عرفا شعرى گفتهاند كه به نظر حقير درست نيست مىگويند:
گفتى كه تو را عذاب خواهم فرمود من در عجبم كه آن كجا خواهد بود؟
آنجا كه توئى، عذاب نبود آنجا آنجا كه تو نيستى كجا خواهد بود؟
اين يك مقاله و گفتار عرفانى است، مىگويد خوف خدا جايى ندارد براى اين كه هرجا تو باشى عذاب نيست. جائى هم نيست كه تو نباشى. جوابش اين است كه خدا همه جا هست اما با اسماء الحسنى و از جملۀ آنها «قائم بالقسط» است يعنى خداوند نسبت به موجودات قائم به قسط است و قيموميّت دارد و داراى قسط و عدل
[١]- نهج البلاغه كلمات قصار، ٨٢.