شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٠ - ملك حقيقى و اعتبارى
ملك همان است كه در زبان عربى از آن به «ل» تعبير مىكنيم و مىگوئيم «المال لزيد» اين مال از زيد است. در واقع ملكيت يك اختصاصى است كه بواسطهى آن اختصاص تصرف در شىء مختص به كسى مىشود كه مال اوست و زيرنظر او بايد باشد مثلا اين كتاب كه ملك بنده است اين اختصاص است و ملكيت رنگ نيست كه به اين كتاب زده باشند و همچنين مالكيّت. اين كتاب براى بنده يك اختصاصى دارد كه بواسطۀ آن مىتوانم از آن استفاده كنم و براى ديگران جايز نيست بدون اجازه بنده در آن تصرف داشته باشند. پس اختصاصى كه منشأ صحت تصرّفات مىشود ملك نام دارد.
ملك حقيقى و اعتبارى
ملك بر دو نوع است: ١ - حقيقى ٢ - اعتبارى.
همانطور كه در ملك اعتبارى مىتوانيم بگوئيم ملك من، كتاب من در ملك حقيقى هم مىگوئيم چشم من، گوش من يا به عربى مىگوئيم «الكتاب لى» و يا «العين لى». لام ملكيت براى هر دو آمده است. پس ملكيت نه تنها در چيزهاى جداى از وجود خود ما تصوّر مىشود (مثل كتاب، خانه و...) بلكه در آن چيزهائى هم كه جزء وجود ماست ملكيّت تصوّر مىشود (مانند گوش، چشم، و دست و پا). ولى با اين تفاوت كه در مثل كتاب و امثال آن منشأ ملكيت، اختصاص ما به كتاب است ولى اين اختصاص تكوينى نيست كه مانند گوش و چشم يك اختصاص وجودى به ما داشته باشد بلكه