شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٩٧ - دعا و قضا و قدر
است كه چيزى را كه بنده مىخواهد چه بسا ممكن است شرائطى بخواهد - مانند ساير كمالاتى كه از طرف پروردگار به عالم مادّه سرازير مىشود - تا فيض افاضه شود و دعا و خواستن بندگان يكى از شرائط افاضۀ فيض است و تا دعا و مناجات و ساير شرايط نباشد، مصلحت حاصل نمىشود.
دعا و قضا و قدر
اشكال ديگرى كه گاهى به دعا مىشود اين كه دعا خلاف رضاى به تقدير الهى است و ما بايد به قضا و قدر خدا راضى باشيم و مقتضاى توحيد اين است كه هرچه را پيش آمد بپذيريم. در حديث قدسى از پيامبر اكرم، وارد شده است: «من لم يرض بقضائى و لم يشكر لنعمائى و لم يصبر على بلائى فليتّخذ ربّا سواى»[١]، (هركس به قضاى من راضى نشود و بر بلا و گرفتاريهايى كه در ملك ما به كسى وارد مىشود صبر نكند و شكرگزار نعمتهاى من نباشد از اين دنياى ما بيرون برود و پروردگارى غير از من پيدا كند.)
پس چون تمام جريانات عالم برطبق قضا و قدر الهى است بر همه چيز بايد صبر كنيم و اين قضاى الهى است كه يكى ثروتمند باشد و يكى فقير. آنوقت اگر دعا كنيم: «خدايا فقر ما را برطرف كن» يعنى خدايا ما به تو ايراد داريم و اينطور تلقى مىشود كه دعا يعنى اشكال
[١]- بحار الانوار، ج ٧٩، ١٣٢.