شرح و تفسیر دعای افتتاح - ایزدی، عباس - الصفحة ٩٩ - دعا سبب معنوى
اگر جهان هستى را كوچك فرض كنيم همينجا كه نشستهايم من صحبت مىكنم و شما مىشنويد عالم يعنى اين، بايد گفت اين هم بر طبق نقشه ازلى حق است. آيا مىشود ما بخواهيم به اين عالم راضى باشيم و درعينحال بگوييم صحبت كردن فلان شخص را نمىخواهيم، نه اين نمىشود رضاى به قضا يعنى رضا به آن جهتى كه از ناحيه حق تعالى اقتضاء شده اين مسئله واقع شود مثلا اگر ما گرسنهايم حكم اين عالم است كه اگر غذا بخوريم سير مىشويم و وسيله سير شدن در عالم اين است كه برويم دنبال وسيلهاش و به موقع خودش نان بخوريم تا سير شويم، يا اگر رفتيم نان فراهم كنيم اين خلاف رضا به قضا و قدر الهى است؟ يا اگر براى ياد گرفتن مطلب پيش استاد رفتيم اينها خلاف تقدير خداوندى است؟!... پس ممكن است دعا هم جزو اسباب واقع شود و جزو امورى باشد كه اگر مستفيض بخواهد فيض حق را بپذيرد و قابليت قبول پيدا كند بايد دعا كند. در نتيجه دعا اعتراض به معمارى و نظامبخش هستى، نيست.