منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٣٧ - الفصل الرابع
شما است اهل بيت پيغمبر شما و ايشان زمامهاى حقاند و زبانهاى صدق، پس نازل نمائيد ايشان را در نيكوترين منزلهاى قرآن، و وارد شويد بايشان مثل وارد شدن شتران عطشان بآب فرات و روان.
اى مردمان اخذ نمائيد اين روايت را از حضرت خاتم الأنبياء عليه التحية و الثّناء، بدرستى كه مىميرد كسى كه مرد از ما و حال آنكه مرده نيست بحقيقت و مىپوسد آنكه پوسيده از ما و حال آنكه پوسيده نيست در واقع، پس قائل نشويد بچيزى كه معرفت نداريد بآن زيرا كه أكثر حق در آن چيزيست كه شما انكار مىنمائيد آنرا و معذور داريد شخصى را كه حجت نيست شما را بر او و منم آن شخص.
آيا عمل نكردم در ميان شما ببار گران بزرگتر كه عبارت است از قرآن، و آيا نگذاشتم در ميان شما بار گران كوچكتر كه عبارتست از عترت سيّد البشر، و مركوز ساختم در ميان شما رايت ايمان و اسلام را، و واقف گردانيدم شما را بحدود حلال و حرام، و پوشانيدم بشما لباس عافيت را از عدل و انصاف خود، و گسترانيدم از براى شما بساط امر معروفرا از گفتار و كردار خود، و بنمودم بشما خلقهاى پسنديده از نفس خود، پس استعمال نكنيد رأىهاى خود را در آنچه كه درك نمىنمايد نهايت آنرا بصر، و سرعت نمىتواند كند بسوى آن فكرهاى ارباب فكر و نظر، و آن عبارتست از مقامات نورانيّه ائمه أنام عليهم الصلاة و السّلام.
الفصل الرابع
منها حتّى يظنّ الظّانّ إنّ الدّنيا معقولة على بني أميّة، تمنحهم درّها، و توردهم صفوها، و لا يرفع عن هذه الامّة سوطها و لا سيفها، و كذب الظّانّ لذلك، بل هي مجّة من لذيذ العيش يتطعّمونها برهة، ثمّ يلفظونها جملة.