منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٨٨ - الفصل الثالث
دنياك على آخرتك و لا أن تتّبع هوى نفسك أو تأمر النّاس بالبرّ و تنسى نفسك[١]، أو تقول ما لا تفعل، فقد كبر مقتا عند اللّه أن تقولوا ما لا تفعلون[٢] فالويل كلّ الويل لمن اتّبع هواه و باع آخرته بدنياه.
|
عجبت لمبتاع الضّلالة بالهدى |
و من يشترى دنياه بالدّين أعجب |
|
|
و أعجب من هذين من باع دينه |
بدنيا سواه فهو من ذين أعجب |
|
الترجمة
و شخصى ديگرى هست كه نسبت داده شده بأهل علم و حال آنكه عالم نيست پس كسب نمود جهالتها را از جهال روزگار و ضلالتها را از گمراهان نابكار، و نصب نمود از جهة فريفتن مردم دامهاى حيلها را از ريسمانهاى فريب و از گفتار دروغ، بتحقيق كه حمل كرده كتاب مجيد را بر رأيهاى باطل خود، و ميل داده حق را بر آرزوهاى عاطل خود، أيمن مىگرداند مردم را از گناهان عظيم و آسان مىگرداند جرمهاى بزرك را. مىگويد كه وقوف ميكنم و باز مىايستم از شبههها و حال آنكه در آنها افتاده، و مىگويد كه اعتزال ميكنم و كنارهجوئى مىنمايم از بدعتها و حال آنكه در ميان آنها خواب كرده، پس صورت آن مثل صورت انسان است و قلب آن مثل قلب حيوان، پس نمىشناسد باب هدايت را تا پيروى كند آن را، و نه باب ضلالت را پس باز ايستد از آن، پس اين شخص كذائي مرده زنده است چه متّصف است بجهل ابدى كه موت است در صورة حياة.
الفصل الثالث
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ، و أَنّى تُؤفَكُونَ، وَ الْأَعْلامُ قائِمَةٌ، وَ الْآياتُ
[١] ( ١) قال تعالى أ تأمرون الناس بالبرّ و تنسون أنفسكم منه
[٢] ( ٢) اقتباس من الآية.