منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٨٣ - الترجمة
الترجمة
از جمله خطب شريفه آن امام أنام است عليه الصّلاة و السّلام كه فاتحهاش متضمّن است بعض صفات كماليه الهيّه را و خاتمهاش مشتمل است بر موعظه و نصيحت مىفرمايد:
حمد و ثنا خداوند معبود بحقى را سزاست كه شناخته شده است بى حسّ و بصر، و خلق نموده بىفكر و نظر، آن چنان پروردگارى كه دايم است با لذات و متصف است ببقا و ثبات در وقتى كه نبود هيچ آسمان صاحب برجها، و نه حجابهاى صاحب درها، و نه شب تاريك، و نه بحر ساكن غير متحرك، و نه كوهى كه صاحب راههاى فراخ است، و نه راههاى فراخ كه متصف است باعوجاج و كجى، و نه زمينى كه صاحب فرش است و قرار، و نه خلقى كه صاحب قوّتست و اقتدار.
اين ذات موصوف بصفات كمالات آفريننده خلايق است و وارث ايشان، و معبود مخلوقاتست و رزق دهنده ايشان، و آفتاب تابنده و ماه درخشنده حركت كنندهاند بعادت مستمره بر طبق رضاى او در حالتى كه فانى ميكنند هر جديد را، و نزديك مىنمايند هر بعيد را، قسمت فرموده است روزىهاى خلق را، و شمرده است اثرها و عملهاى ايشان را، و تعداد نموده نفسهاى ايشان را، و عالم است بخيانت چشمهاى ايشان و به آن چه پنهان ميكند سينههاى ايشان از آنچه كه در دل مىگيرند از قصد عصيان و غير آن، و دانا است بقرارگاه و محلّ وديعه ايشان از ارحام ما دران و أصلاب پدران تا آنكه بنهايت مىرسد ايشان را غايتها، يعنى خبير است بجميع احوال و اعمال ايشان از ابتداء تا انتهاء.
آن خداوندى كه شديد است عقوبت او بر اعداء خود در وسعت رحمت او، و وسعت دارد رحمت او بر اولياء خود در شدّت عقوبت او، قهر كننده كسيست كه غلبگى جويد بر او، و هلاك كننده كسيست كه نزاع كند با او، و ذليل كننده كسى است كه عناد ورزد با او، و غلبه كننده كسيست كه عداوت نمايد او را، هر كه توكل