لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٨٥ - مصرف خمس
اما آيه نهم آن كه ما را اهل ذكر گردانيد عالميان را امر كرد كه از ما سؤال كنند و احكام الهى را از ما بپرسند در آنجا كه فرمود كه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»* يعنى هر چه را ندانيد از اهل ذكر سؤال كنيد علما گفتند كه مراد از اهل ذكر يهود و نصارىاند حضرت فرمودند كه سبحان اللَّه آيا جايز است كه حق سبحانه و تعالى امر كند مسلمانان را كه از كفار علم خود را اخذ كنيد و اگر از ايشان پرسند خواهند گفت كه بدين ما در آييد كه دين ما افضل است از دين اسلام.
مأمون گفت كه دليلى واضحتر داريد بر اين يا ابا الحسن حضرت فرمودند كه مراد از ذكر رسول اللَّه است و ما اهل اوييم زيرا كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا الخ» يعنى حق سبحانه و تعالى فرستاد بسوى شما ذكرى كه رسول شماست و مىخواند بر شما آيات الهى را مبيّن يعنى بيان مىكند مراد الهى را از آيات و چون آن حضرت ذكر است ما اهل ذكريم.
و اما دهم آن كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه حرامست بر شما مادرهاى شما و دخترهاى شما و خواهرهاى شما الخ پس بگوييد كه دختر من يا دختر فرزند من و هر چه پائين رود از نسل من حلالند بر رسول خدا كه ايشان را بخواهد اگر زنده باشد علما گفتند نه حضرت فرمودند كه آيا جايزست كه دختران شما را بخواهد اگر زنده باشد گفتند بلى حضرت فرمودند كه از اينجا ظاهر مىشود كه ما از آل آن حضرتيم و شما آل او نيستيد و اگر از آل او بوديد دختر شما نيز بر او حرام مىبود پس ظاهر شد فرق ميان آل و امّت.
اما آيه يازدهم آن كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه «وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ» و گفت مردى مؤمن از آل فرعون كه مىپوشيد ايمان خود را و مؤمن پسر خالوى فرعون بود و چون خويش او بود حق سبحانه و