لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤٢ - باب علة وجوب الزكاة
ديگر آن كه به دادن زكات خود را در معرض زيادتى نعم الهى در آورده است بموجب وعده الهى مؤكد بقسم «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ» يعنى قسم بذات مقدس خود ياد مىكنم كه اگر شما شكر كنيد نعمتهاى مرا هر آينه من زياده كنم نعمتهاى خود را بر شما بحسب كم و كيف با آن كه در دادن خود را زياده گردانيدهايد چنانكه خواهد آمد كه يد عليا بهتر است از يد سفلى بوجوه شتى و اقل مراتبش تخلق بخلق الهى است وجود و فيض خلق اوست تعالى شانه و رأفت و رحمت نيز از صفات كماليّه اوست كه متصف بهر دو شدهايد نظر به بىچارگان و ضعيفان در اموال و در مهربانى كردن با درويشان كه از صفات كماليه حضرات سيد انبياء و ائمه معصومين است صلوات اللَّه عليهم و با آن كه دادن زكات واجب سبب ازاله بخل است و آن كه زايل شد نفس راغب مىشود به رتبه مساوات با فقرا بلكه به ترجيح ايشان بر خود و داخل مىشود در زمره كسانى كه حق سبحانه و تعالى مدح فرموده است ايشان را به آن كه ايثار مىكنند بر يكديگر هر چند خود نهايت احتياج داشته باشند.
و احاديث معتبره وارد شده است كه اين آيه أولا در شأن اهل البيت سلام اللَّه عليهم نازل شد و بعد از آن جارى شد در انصار و غير ايشان و سبب اين مىشود كه تقويت فقرا كنند هر چند زكات خود را داده باشند چون بخل كه مانع بود زايل شد جميع كمالات حاصل مىشود و اگر زكات واجب نمىشد نفس را خوفى نمىبود و ترك جلب منفعت بر او آسان است اما تصور عذاب نمىتواند كرد لهذا ترك جميع مستحبات مىكند و غالبا يك واجب را ترك نمىكند.
وجه ديگر آن كه به دادن زكات به فقرا ايشان قوت طاعت و عبادت بهم رسيده به جا مىآورند و اين كس در ثواب ايشان شركت دارد قطع نظر از آن كه اگر ثواب نيز نباشد سعى نموده است در حصول بندگى از جهة معبود و محبوب حقيقى و سبب ثواب آن جماعت نيز شده است و جمعى را مسرور گردانيده