لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٥١ - باد و نماز آيات
به آنها جمعى را كه عصيان او كنند و بهر بادى موكل است فرشته كه آن باد اطاعت او مىكند پس چون حق سبحانه و تعالى مىخواهد كه جمعى را معذّب گرداند وحى مىفرمايد به آن ملكى كه موكل است به آن نوع از بادى كه مىخواهد ايشان را به آن معذّب گرداند پس ملك آن باد را امر مىكند آن باد مانند شير خشمناك شده آن جماعت را هلاك مىكند و هر بادى را نامى است نمىشنوى كه حق سبحانه و تعالى يك باد را صرصر ناميده است در آنجا كه فرموده است كه فرستاديم برايشان بادى صرصر يعنى بسيار سرد در روز شامى كه تشأمش هميشه هست يا بوده است و مشهوران است كه چهار شنبه آخر ماه است و جائى ديگر فرموده است كه ريح عقيم فرستاديم و آن باديست كه نفع ندارد مانند باد پاييزى و در كافى اين زيادتى هست
و قال ريح فيها عذاب اليم
يعنى بادى بود كه در آن باد بود عذابى كه به الم مىآورد و ديگر حق سبحانه و تعالى فرموده است كه به آن رسيد كرد بادى كه در آن آتش بود و آنها را سوخت و ساير آن چه حق سبحانه و تعالى ياد فرموده است در قرآن از بادهايى كه عاصيان را به آن معذب مىگرداند و خداوند عالميان را بادهاى رحمت هست كه يكى از آنها مسمّى است به لواقح كه آن باد بهاريست كه درختان را آبستن مىكند كه در حديث است كه
اغتنموا برد الربيع
يعنى غنيمت دانيد باد سرد بهارى را كه با بدنهاى شما آن مىكند كه با درختان شما مىكند و اجتناب كنيد از باد پاييزى كه با بدنهاى شما آن مىكند كه با درختان شما مىكند، و ديگر بادهاييست كه ابرها را بر مىانگيزاند و ابرها را مىبرد بهر جا كه فرمان الهى است، ديگر بادهاييست كه ابرها را نگاه مىدارد ميان آسمان و زمين، و ديگر بادهاييست كه حق سبحانه و تعالى آنها را معصرات ناميده است كه ابرها را در هم مىفشارد كه باران از آن بيرون آيد قطره قطره بامر الهى، ديگر بادهايى است كه ابرها را از هم مىپاشد و غير اينها از بادهاى رحمت كه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد شمرده است