لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٧ - پنج نفر خوابشان نمىبرد
مال بسيار است دشمن بىشمار كه در مقام دفع او و نهب آنند و هم چنين مال آدمى ايمانست و شياطين جن و انس در مقام ازاله آنند مىبايد كه شب تا بروز بيدار باشد و پناه بحق سبحانه و تعالى برد كه شياطين ايمان او را نبرند.
سيم كسى كه افترا و بهتان بسته باشد به جمعى كه شايد فايده دنيوى به او عايد گردد و غافل است كه آنها نيز در مقام عداوت و قتل او مىشوند خوابش نمىبرد پس اگر خواهد كه استراحت داشته باشد بهتان و افترا نه بندد و بهتان ديگران را نيز نقل نكند كه در مفسده فرقى نيست ميان هر دو.
چهارم كسى را كه حواله داده باشند بمال بسيارى و او را مالى نباشد و چنين است آدمى كه حقوق حق سبحانه و تعالى و خلق در ذمت او ثابتست و همه مىخواهند و او چيزى ندارد پس بايد كه تضرع و زارى كند كه حق سبحانه و تعالى همه را راضى كند.
پنجم عاشقى است كه در وصال باشد و از مفارقت معشوق ترسان باشد يقين او را خواب نمىبرد پس كسى كه دعوى محبت الهى كند و از هزار وجه متوقع مفارقت باشد يقين او را خواب نمىبرد چنانكه گذشت
«عجبا للمحبّ كيف ينام كلّ نوم على المحبّ حرام»
عجب از عاشقى كه خواب كند خواب بر عاشقان اوست حرام و ممكن است كه بيان واقعى فرموده باشند و ليكن بسيار بعيد است از حكماء الهيين كه چيزى بىفايده نقل فرمايند و نمىگويم كه فايده همين است كه ذكر كردم بلكه ظاهر آنست كه ظاهر مراد نباشد و هر گاه آن مراد نباشد احتمالات بسيار است و معصوم اعرفست به آن چه فرموده است اگر معصوم فرموده باشند چون همين حديث را در خصال ذكر كرده است از ضعفا و ضرور نبود كه چنين حديثى را ذكر كنند كه محتاج باين تاويلات باشد مگر آن كه صدوق اين تاويلات را فهميده باشد و اين ابعد است بسيار.