لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٥٦ - باب ما جاء فى مانع الزكاة
است عمرو كه حضرت جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هيچ كس زكات نداد كه زكات چيزى از مال او را كم كرده باشد و هيچ كس منع زكات نكرد كه زكات سبب زيادتى مال او شده باشد بلكه حق سبحانه و تعالى به دادن زكات مال را بركت مىدهد و زياد مىكند و ندادن زكات مال را كم مىكند به بى بركتى و به تسلط دزدان و ظالمان و امثال اينها و كالصحيح از سكونى منقولست از حضرت سيد المرسلين ٦ كه فرمودند كه كسى كه زكات را حبس نكرد مالش زياده شده باشد و اين معنى ظاهر است بحسب تجربه كه جمعى كه زكات مىدهند البته خير و بركت در آن مال بهم مىرسد قطع نظر از ثواب غير متناهى.
(و فى رواية ابى بصير عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه قال من منع قيراطا من الزّكاة فليس بمؤمن و لا مسلم و هو قول اللَّه عزّ و جلّ «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ»[١] و فى رواية اخرى و لا تقبل له صلاة)
و در موثق منقول است كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر كه ندهد قيراطى از زكات را و آن بيست يك مثقال است يعنى اگر چه زكات واجب را داده باشد و يك قيراط را عمدا نداده باشد نه مؤمن است و نه مسلمان زيرا كه ايمان كامل اقتضا مىكند كه اقل مرتبه واجبات را به جا آورد و هم چنين اسلام كامل يا آن كه چون جايز است كه اگر قيراطى را امام طلبد و او ندهد كه او را بكشند پس گويا مسلمان نيست زيرا كه اسلام سبب اينست كه خون او محفوظ باشد و يا بر تقدير آن كه حلال داند ندادن زكات را اگر چه يك قيراط باشد واجب القتل مىشود و مرتد نه مؤمن است و نه مسلمان بلكه كافر است و اينست كه حق سبحانه و
[١] المؤمنون- ٩٩.