لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨ - كساني كه در سفر نماز تمام مىخوانند
بازى دنيوى باشد نه جمع مال و نه تجارت و نه قوت، هفتم دزدان راه زنند كه ايشان را نيز رخصت قصر ندادهاند.
و كالصحيح از حماد منقولست كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند در تفسير اين آيه كه هر كه مضطر شود و باغى و عادى نباشد فرمودند كه مراد از باغى كسانىاند كه غرض ايشان صيد لهو باشد و مراد از عادى دزد است و در وقت اضطرار ميته بر ايشان حلال نيست مانند ساير مسلمانان و ايشان قصر نمىتوانند كرد نماز را، بلكه مىبايد كه سفر مباح باشد و سفر شكار لهو نباشد.
چنانكه منقولست در موثق كالصحيح از عبيد بن زراره كه گفت از آن حضرت صلوات اللَّه عليه سؤال كردم از شخصى كه به شكار رود آيا قصر مىكند يا تمام مىكند حضرت فرمودند كه تمام مىكند زيرا كه سير حقى نيست بلكه باطل است.
و كالصحيح از ابن بكير منقولست كه گفت از آن حضرت صلوات اللَّه عليه سؤال كردم از كسى كه يك روز و دو روز و سه روز به شكار رود آيا نماز را قصر مىكند حضرت فرمودند كه نه مگر آن كه مشايعت كند در وقت بيرون رفتن برادر مؤمن را و به درستى كه شكار لهو سفر باطل است و نماز را قصر نمىكند و اگر مشايعت برادر مؤمن كند قصر مىكند و قريب باين است قويّه ابن بكير از آن حضرت صلوات اللَّه عليه و ديگر احكام شكار خواهد آمد.
( «و روى موسى بن بكر عن زرارة عن ابى جعفر صلوات اللَّه عليه قال اذا نسى الرّجل صلاة او صلّاها بغير طهور و هو مقيم او مسافر فذكرها فليقض الّذى وجب عليه لا يزيد على ذلك و لا ينقص و من نسى اربعا قضى أربعا حين يذكرها مسافرا كان او مقيما و ان نسى ركعتين صلّى ركعتين حين يذكر مسافرا كان او مقيما»)
شيخ در