راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٣٣ - حكايت
اشارت روح تيز گوش باشند. پاره مجاهدت[١] براى يافت مشاهدت كشد، نه براى نشاط نور[٢] و نه براى خوف نار، در ملكوت آسمان و زمين، به ديده اعتبار نگرند؛ نعت [خداى] عزّ و علا تبعت طبايع و عناصر حضرت كبرياى او را شناسند[٣]؛ رفعت افلاك را با سرگشتگى و نگونسارى همعنان عيان بينند؛ و سكون زمين را با خاكسارى و خوارى به هم يابند[٤]؛ در صنع صانع نگرند؛ دنيا و آخرت، مريشان را يكى گشته بود، يعنى آخرت آمدنى را آمده بينند و دنيا [ى] فانى را فنا گشته شمارند.
شبلى- رحمة الله عليه- گفت[٥]: ورع به صدق آنست كه هر چه جز حق (بود)[٦]، از همه پرهيز كنند[٧].
يحيى معاذ- رحمة الله عليه- گفت[٨]. ورع صادق آنست[٩] كه جنبش و آرام [او][١٠] جز به رضاى حق نبود.
حسن بصرى- رحمة الله عليه- گفت[١١]: يكى از اولاد حضرت امير المؤمنين على- ٧[١٢]- را پرسيدم[١٣] كه استوارى دين در چيست؟
گفت: در ورع.
گفتم: آفت و خرابى او در چيست[١٤]؟
گفت: در طمع[١٥].
[١] - بار مجاهدت.
[٢] - نه براى بساط نور.
[٣] - تعب خداى عزّ و جل بى تعب طبايع و عناصر كشند؛ حضرات كبرياى او را شناسند.
[٤] - مانند.
[٥] - شبلى- قدس الله سره- گفت كه.
[٦] - جز حق بود.
[٧] - حكايات در نسخه مير با تقديم و تأخير آمده است.
[٨] - يحيى معاذ الله- رحمة الله عليه- گويد.
[٩] - ورع به صدق آن بود.
[١٠] - س( او) ندارد.
[١١]. گويد كه.
[١٢]. حضرت ندارد. بجاى ٧، كلمه ديگرى بوده كه عمدا پاك شده و بجاى آن، ٧ نوشته شده است.
[١٣]. گفتم.
[١٤]. آفت و خرابى او در دين از چيست؟
[١٥]. از طمع.