راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٣ - مقدمه اول قوله تعالى «سبحان الذي أسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى الذي باركنا حوله لنريه من آياتنا، إنه هو السميع البصير»
اول از مسجد الحرام الى المسجد الاقصى، چنانكه در آيه شريفه «سُبْحانَ الَّذِي» از سوره مباركه بنى اسرائيل آمده است. و مفصل آن را در كتب فوق الذكر توان ديد.
دوم از مسجد الاقصى تا به سدرة المنتهى.
سوم از سدرة المنتهى تا «به قرب او ادنى».
گفتنى است كه بنابر تصريح كلام مجيد، «اسرى» مرحله اول است؛ مگر آنكه رجوع به بعضى احاديث شود و دايره سير را از مسجد الاقصى به معنى پذيرفته شده آن، «بيت المقدس»، چنانكه در كتب تفسير و حديث و غير آن آمده است- فراتر برده، تا آخرين مرحله- يعنى «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى»- بگسترى.
و قابل توجه كه در زبان احاديث- اعم از آنكه از ناحيت حضرت مصطفوى شرف صدور يافته باشد يا ائمه هدى- به هر سه مرحله، هم اطلاق معراج گشته و هم اسرى؛ چنانكه پيشتر مذكور افتاد.
هر مرحله را مسائلى خاص است؛ كه بيان آن، موضوع اين مختصر نيست. آنچه اينجا سخن از آن رفته، آخرين مرحله- در گفت و شنود حق با رسول خويش ٦- است.
«قال جعفر الصادق (ع): لا قرب الحبيب غاية التقريب نالته غاية الهيبة فالطفه ربّه غاية اللّطف لانّه لا تحمل غاية الهيبته الّا بغاية اللطف».
جعفر صادق (ع) گفت: شب معراج كه سيد ٦، به حضرت رسيد، غايت قربت يافت و از غايت قربت، غايت هيبت ديد؛ تا رب العزه تدارك دل وى كرد به غايت لطف و كرامت بينهايت او را به خود نزديك كرد، الطاف كرم، گرد وى درآمد؛ به منزل «ثُمَّ دَنا» رسيده، خلوت «أَوْ أَدْنى» يافته راز شنيده، شراب چشيده، ديدار حق ديده، از هر دو كون رميده و با دوست بيارميده، رفت آنچ رفت و شنيد آنچ شنيد و ديد آنچ ديد؛ و كس را از آن اسرار خبر نه، عقول و اوهام از دريافت آن معزول كرده، رازى در پرده غيرت رفته، بىزحمت اغيار، به سمع نبوت رسانيده، نور فى نور، و سرور فى سرور و حبور فى حبور، اخبرنا بالقصه اكراما اخفى الاسرار اعظاما. (كشف الاسرار، نوبه الثالثه، ص ج)