راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٧١ - نسخه مير
٥١٥. بياميزد
٥١٦. او را بمرگ دل مبتلا كند
٥١٧. زيرا هيكل جسمانى
٥١٨. عبادت رسمى
٥١٩. حضرت عزّت
٥٢٠. هيچ مقدار
٥٢١. كه از او عبارت
٥٢٢. قبول است
٥٢٣. بر دل نامهربان
٥٢٤. بنهند
٥٢٥. سوداى غرور
٥٢٦. شاه پاكبازى
٥٢٧. شاه اين خلوت
٥٢٨. در مرقوم
٥٢٩. پر هوسى
٥٣٠. شحنه عشق بر سر راه دعوى لا اله ... از آن بسته است و احداث ابتلا و امتحان بر راه مدعيان نهاده
٥٣١. بيت قبل از قوله تعالى آمده است
٥٣٢. تا زبان
٥٣٣. ندارد
٥٣٤. جمع نشود
٥٣٥. نيكوست
٥١٥. درآميزد
٥١٦. دل او را بميراند
٥١٧. اين هيكل جسمانى
٥١٨. عبادت رسمانى
٥١٩. حضرت عزّت جل جلاله
٥٢٠. هيچ قدر و مقدار
٥٢١. كه عبارت از او
٥٢٢. قبوليست
٥٢٣. بر در دل هر بىمهربان
٥٢٤. ننهند
٥٢٥. سراى غرور
٥٢٦. پاكبازى
٥٢٧. شاهدى اين جلوه
٥٢٨. در منظوم مرقوم
٥٢٩. بلهوسى
٥٣٠. ندارد
٥٣١. بيت (احداث از آن نهاده) بعد از قوله تعالى آمده است
٥٣٢. بگوى تا زبان محبت
٥٣٣. بتصور در نيايد
٥٣٤. جمع نيايد
٥٣٥. نه نكوست