راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٤٧ - نسخه مير
٩٢. وقت عليق، غذا نصيبه اشتر طلبد
٩٣. و مثل ديگر به گياه خرزهره ماند كه خضرت و سبزى دارد، اما به طعم تلخ و گزنده باشد. علاج او، خلاف اوست
٩٤. بكش
٩٥. خالى يابم
٩٦. ابو يزيد قدس الله روحه
٩٧. اى احمد
٩٨. بسيار خوردن و بسيار خسبيدن و بسيار خنديدن
٩٩. بسى پرهيز بوند
١٠٠. چون خر، از شام تا سحر خورد و باك ندارد
١٠١. اگر شما ايشان را بديديد، ايشان را ديوانه ديوانه دانستيد
١٠٢. ندارد
١٠٣. اگر طلب كنى يا كوشى
١٠٤. ميل او بفردوس دنياست
١٠٥. سفيان عنيه رحمة الله عليه مىگويد
١٠٦. داوود صلوات الرحمن عليه
٩٢. وقت غذا علف و نصيبه شتر طلبد
٩٣. ندارد
٩٤. مكش
٩٥. خالى ببينم
٩٦. بايزيد قدس الله سره
٩٧. پس خطاب فرمود كه يا احمد
٩٨. بسيار خورند و بسيار خندند و بسيار خسبند
٩٩. بىپرهيز باشند
١٠٠. چون گاو از صبح تا شام بخورند و باك ندارند
١٠١. اگر شما ايشانرا مىديديد، مىگفتيد اينها ديوانهاند
١٠٢. و منافق را براى آرايش و زينت، و كافر را براى تمتع و طمانيتست
١٠٣. در طلب آن كوشى
١٠٤. ميل او بعروس دنياست
١٠٥. سفيان بين عنيه قدس سره گويد كه
١٠٦. داود پيغمبر ٧