راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٤٢ - نسخه مير
٢٧. احمد بن ابى الحوارى رحمة الله عليه مىگويد
٢٨. فضل عياض گفت رحمة الله عليه
٢٩. با كثرت عيال و قلت حال، شبى در خانه چراغ نداشتم و از مأكول و مشروب و ملبوس جز چراغى بىپيه نبود. وقتم خوش شد
٣٠. ندارد
٣١. گناهيست و تعجيل بعقوبت تو كرده است
٣٢. و چون دنيا از تو روى در كشد
٣٣. ترا به شعار نيك مردان مزين گردانيده است
٣٤. ندارد
٣٥. پس خطاب فرمود كه: يا احمد! بعزت و جلال من كه هر بنده ...
٣٦. در آورم
٣٧. باطن او بهشت نقد وقت گردد
٣٨. و گفته مشايخ است كه
٣٩. بعضى را سكوت حضرت بود
٢٧. احمد خرارى قدس الله روحه العزيز گويد كه
٢٨. فضل عياض رحمة الله عليه گفت
٢٩. با كثرت عيال و قلّت مال، شبى در خانه چراغ نداشتم و از مأكول و مشروب و ملبوس در وطن جز فراغ تن؛ در آن نيستى، با هست مطلق وقتم خوش بود
٣٠. و كان موسى ٧ يقول:
٣١. بگناهت تعجيل بعقوبت تو كردهاند
٣٢. و چون دنيا روى از تو دركشد
٣٣. ترا به شعار صالحان و نيكمردان مانند كرده است
٣٤. چون عمر عزيز است و زبون نفس حرون، بىكار ممان و نفسى مگذارش
٣٥. پس خطاب فرمود كه: اى احمد! هر بنده ...
٣٦. فرود آرم
٣٧. هر كه اين مكاتب نگاه دارد، باطن او بهشت نقد وقت گردد
٣٨. و گفته مشايخ قدس الله اسرار هم است كه
٣٩. بعضى را سكوت از حيرت بود