راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ٤٠ - نسخه مير
٦. محمد رسول الله ٦
٧. عليه من الصلوات ازكيها و من التحيات اوفاها
٨. مولى سبحانه
٩. اى سيد و اى سرور و اى بهتر و اى مهتر و اى قافله سالار انبيا و اى مقتدا و معظم اصفيا
١٠. مولى سبحانه و تعالى مىفرمايد
١١. حق مهم متوكلانرا وكيل است
١٢. اين خصال گزيده در بنده نشانه من است
١٣. پس نعت اين مردمان و صفت اين جوانان بيان كرد
١٤. در مقبولان بنظر مرحمت نگرد
١٥. و وسواس او آن خانه و آن دلرا تباه دارد
١٦. دليرى نمودهام
١٧. ندارد
١٨. دانم
١٩. خورى
٢٠. و حكم آن شكم تهى از چشمه دل زايد
٢١. ابراهيم ادهم قدس سره
٢٢. بر تو طعام آوردنست
٢٣. امام محمد حنفيه رض بدانه چيدن مرغ ماننده بود از اندكى
٦. رسول الله عليه افصل الصلوات و اكمل التسليمات
٧. ندارد
٨. الله تعالى
٩. ندارد
١٠. حق سبحانه و تعالى فرمود
١١. كه او مهم متوكلانرا وكيل است
١٢. اين خصال پسنديده در بنده گزيده نشان محبّت من است
١٣. پس نعت اين مردان و صفت اين جوانمردان بيان كرد
١٤. در مقبولان او بنظر رضا نگرند
١٥. و فتنه وسواس آن خانه و آن دل را تباه كند
١٦. دلير نكردهام
١٧. گفت مىخواهم مرا تعليم كنى
١٨. مىدانم
١٩. مىخورى
٢٠. حكمت از شكم تهى و چشمه دل زايد
٢١. ابراهيم ادهم رحمة الله
٢٢. بر تو آوردن طعامست
٢٣. ابو حنيفه رحمت الله عليه بدانه چيدن مرغ ماننده بود از اندكى؛ كه خوردى و همان آشاميدنى ساختى. گفتند: اى امام مسلمانان! چرا نان نمىخورى گفت؛