راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٦٩ - حكايت
حجاب و بند در[١] بندست، دست بدار؛ و از فضول كلام كه دل را سخت كند و فضول طعام كه وقت[٢] [را] تيره كند، باز ايست[٣] تا وقت تو خوش بود[٤].
رباعى[٥]
|
اى دل اگر از غبار تن پاك شوى[٦] |
تو روح مقدسى بر افلاك شوى |
|
|
از بهر تو خلد را بياراستهاند |
شرمت نايد كه ساكن خاك شوى |
|
حكايت[٧]
ابراهيم ادهم- قدست اسراره[٨]- را پرسيدند كه: قوت تو از كجاست؟
گفت: مرا اين علم ندادهاند. اين علم، روزى دهنده راست[٩] نه روزى خوارنده را.
[نقل است كه][١٠] خشكسالى بود [در زمان موسى ٧][١١] و موسى- صلوات الرّحمن عليه[١٢]- را انديشه امت بود. بدو وحى رسيد كه: در يك ديك، آب و خاك و تخم بنه و در زير او آتش درزن؛ و در يك ديك ديگر، تخم بىآب و خاك بنه و آتش در گير[١٣]. او همچنان كرد.[١٤] تخمى كه ميان[١٥] آب و خاك بود، رسته نشد[١٦]؛ و تخمى كه در ديك بىميانجى آب و خاك بود، رسته شد و خوشه بست.
به موسى- ٧- وحى فرمود كه: روياننده منم[١٧] بىميانجى زمين و
[١] - بر.
[٢] - وقت صافى.
[٣] - دست بدار و باز ايست.
[٤] - شود.
[٥] - س:( رباعى) ندارد.
[٦] - اى دل ز غبار نفس اگر پاك شوى.
[٧] -( حكايت) ندارد.
[٨] - قدس سره.
[٩] - روزى دهنده را بود.
[١٠] - س: ندارد.
[١١]. س: عبارت داخل قلاب را ندارد.
[١٢].( صلوات الرحمن عليه) ندارد.
[١٣]. در يك ديك آب و خاك و تخم بنه و در يك تخم بنه بىآب و خاك؛ و آتش درگير در زير آن.
[١٤]. موسى ٧ چنان كرد.
[١٥]. در ميان.
[١٦]. نرست و سبز نشد.
[١٧]. روياننده نبات منم.