راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٥٩ - حكايت
آنكه بنقد گناه مىكند بر اميد نسيه توبه.[١] و روا بود[٢] كه توبه نتواند كرد؛ يا زمان توبه را درنيابد. و دوم آنكه چون گناه كرد، در توبه تأخير مىكند؛ بر اميد عمر دراز و بسا كه پيش از توبه، بميرد.[٣]
راهبى را سؤال كردند[٤] كه: قوت در[٥] طاعت، به چه يافتى؟ گفت: به مخالفت نفس و هواى او. گفت: كوه را به ناخن كندن آسانتر [است][٦] از خلاف نفس كردن؛ چون نفس قوى و غالب گردد.[٧]
حكايت[٨]
احمد بن الحوارى- رحمة الله عليه[٩]- مىگويد: راهبى را ديدم نحيف و نزار. گفتم:
رنجورى؟ گفت: آرى. گفتم: از كى؟ باز گفت[١٠]: از آنگاه باز كه نفس را بشناختم. گفتم:
علاج نمىكنى؟ گفت: علاج نمىپذيرد بيمارى نفس. اما گفتهاند كه: «آخر الدواء الكى» (آخر داروها، داغ است). گفتم: داغ كردن نفس چيست؟ گفت: مخالفت هوا[١١].
بيت[١٢]
|
نفس گبر است هين عذابش كن[١٣] |
آتش روزه بر كبابش كن |
|
|
[خانه نفس اگر هبا[١٤] خواهيد |
آه سردى بزن خرابش كن][١٥] |
|
يا احمد! لا غناء لمن لا عقل له. و لا فقر لمن لا جهل له و لا رضأ لمن لا يرضى [بالعسر كما يرضى] باليسر.[١٦]
[١] - توبه نسيه.
[٢] - شايد بود.
[٣] - س: بميرند.
[٤] - پرسيدند.
[٥] -( در) ندارد.
[٦] - آسانتر است.
[٧] - و پرتو غالب گردد.
[٨] -( حكايت) ندارد.
[٩] - احمد خوارى قدس سره.
[١٠] - گويد.
[١١]. مخالفت وى كردن.
[١٢]. رباعى.
[١٣]. تو عذابش كن.
[١٤]. مير: هوا.
[١٥]. س: بيت را ندارد.
[١٦]. لمن لا يرضى بالعسر كما يرضى بالرخأ.