راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١٣٠ - حكايت
عن الله [تعالى] بطرفة عين[١] و لا فضل طعام فيسئل عنه[٢]. و لا له ثوب ليّن.
اى احمد[٣]: هيچ مىدانى كه زاهدان را نزد من چه خلعتها و چه كرامتهاست؟ گفت: نه يا رب. گفت[٤]: خلق را به قيامت برانگيخته باشم و با هر كس در حساب مناقشت رود و ايشان ايمن و فارغ باشند[٥]. فروترين عطيّه[٦] كه ايشان را دهم آن است كه كليدهاى بهشت[٧] را بديشان دهم تا از هر در[٨] كه خواهند، درآيند و حجاب از ايشان برگيرم[٩] تا دايم در مشاهدت جمال من[١٠] باشند و به انواع نعيمشان مكرّم كنم و در مقعد صدقشان فرو [د] آرم؛ و از رنجها و مجاهدات كه براى من[١١] كشيده باشند و وفاى عهدى[١٢] كه نموده بوند[١٣]، جزاى ايشان بدهم[١٤]؛ و چهار در بهشت[١٥] بريشان بگشايم: درى كه از آن در، تحف و هدايا مىرسد[١٦] بامداد و شبانگاه و در مشاهدت، كه پيوسته ناظر و مشاهد جلال و جمال من باشند[١٧] و منظور لطف و كرم [من] بوند؛ و درى كه از آنجا مطالعه دوزخ كنند[١٨] تا دشمنان و ظالمان را در شدت و عذاب و عقوبت مىبينند؛ و درى كه از آنجا كنيزكان و [حور عينان][١٩] از نهانخانه غيب پيدا مىآيند.
پرسيد- صلعم-[٢٠] كه: يا ربّ! كدام زاهدان، را باشد اين خلعتها؟
گفت: آنها را كه در دنيا خانه نباشد تا به خرابى[٢١] آن اندوه خورند و فرزندى ندارند كه به موت وى[٢٢] تأسف نمايند و مالى ندارند كه به فوت آن محزون گردند، كس مر ايشان
[١] - فيشغله ... طرفة عين.
[٢] - ب: ليسئل عنه؛ ح و ن: يسئل عنه.
[٣] - پس خطاب فرمود كه اى احمد.
[٤] - فرمود كه.
[٥] - فارغ و ايمن باشند.
[٦] - نزديكترين عطا.
[٧] - كليد بهشتها.
[٨] - تا از هر درى.
[٩] - و حجاب برگيرم.
[١٠] - مشاهده جمال من.
[١١]. مجاهدها كه از براى من.
[١٢]. وفاى آن عهدى.
[١٣]. كه نمود باشند.
[١٤]. دهم.
[١٥].( بهشت) ندارد.
[١٦]. تحفهها و هدايا بديشان مىرسد.
[١٧]. و درى كه در مشاهدات پيوسته ناظر شاهد جمال و جلال من باشند.
[١٨]. و درى به سوى سراى عقاب بگشايم.
[١٩]. س: حورا عينها؛ مير: و حورعين.
[٢٠]. پرسيد رسول ٦.
[٢١]. از پى خرابى.
[٢٢]. به مرگ وى.