راز ربانى (اسرار الوحى سبحانى) - نسفی، عزیزالدین یا همدانی، میر سید علی - الصفحة ١١٩ - حكايت
و[١] گرفتارى آخرت و سختى دل و تاريكى اندرون[٢] انديشد و نه از ضرب[٣] بيمارى تن پرهيزد[٤]. چون خر، از شام تا سحر خورد و باك ندارد[٥].
اى احمد! عيب اهل دنيا بسيار است: جهل و حمق، بر ايشان غالب بود[٦]؛ استاد علم و شيخ عمل را[٧] تواضع ننمايند؛ و با اين خصايل[٨] خويشتن را از عقلا شمرند و نزد اهل معرفت از[٩] احمقان باشند.
بيت
|
چون بديدى خلايقى زينسان |
جنس او را مدان تو از انسان |
|
|
جن و انسى نه جمله زينسانند |
بلكه زين مهلكات ترسانند |
|
|
[جمله اخلاق و مهلكات دديست |
هر يكى مايه هزار بديست][١٠] |
|
حسن بصرى- رحمة الله عليه- گويد: هفتاد كس از بدريان را دريافتم كه اگر يكى شما را[١١] بديدندى، گفتندى اينها بيگانهاند[١٢]. اگر شما ايشان را بديديد، ايشان را ديوانه دانستيد[١٣].
عبد الله عباس- رضيهما- مىگويد: دنيا به سم قسم است: مؤمن را براى عمارت تن است و بقاى طبيعت؛ و منافق را براى آرايش و زينت؛ و كافر را براى تمتع و طمأنينت[١٤].
نظم[١٥]
|
آن مايه ز دنيا كه خورى يا پوشى |
معذورى اگر طلب كنى يا كوشى[١٦] |
|
|
باقى همه رايگان نيرزد هشدار |
تا عمر گرانمايه بدان نفروشى |
|
[١] -( و) ندارد.
[٢] - باطن.
[٣] - ضرر.
[٤] - پرهيزند.
[٥] - چون گاو از صبح تا شام بخورند و باك ندارند.
[٦] - غالب است.
[٧] - عمل خود را.
[٨] - خصال.
[٩] - ايشان از ...
[١٠] -( س) بيت را ندارد.
[١١]. از شما را.
[١٢]. از دين بيگانهاند.
[١٣]. مىديديد، مىگفتيد كه اينها ديوانهاند.
[١٤]. عبارت در( س) نيامده.
[١٥]. رباعى.
[١٦]. در طلب آن كوشى.