تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨١٣ - سخنان كوتاه از امام رضا
٤١- على بن شعيب گفت: به محضر امام رضا ٧ رسيدم امام ٧ به من فرمود: اى على، زندگى چه كسى نيكوتر است؟ عرض كردم: اى سرورم! شما از من داناتر به آن هستيد. امام ٧ فرمود: اى على، آن كس كه زندگى ديگرى را در كنار زندگى خويش خوش بدارد.
٤٢- اى على؛ زندگى چه كسى نگون حالتر است؟ عرض كردم: شما داناتريد.
امام ٧ فرمود: آن كس كه ديگرى در سايه زندگى او زندگى نكند.
٤٣- اى على، با نعمتها نيك برخوردى كنيد؛ چرا كه گريزپايند، از گروهى دور نشوند كه باز گردند.
٤٤- اى على، به راستى بدترين مردم كسى است كه از كمك مالى مضايقه كند و به تنهايى غذا بخورد و غلامش را تازيانه بزند.
٤٥- مردى در روز عيد فطر به امام رضا ٧ عرض كرد: امروز من با خرما و تربت قبر امام حسين ٧ افطار كردم. امام ٧ فرمود: سنّت و بركت را گرد هم آوردى.
٤٦- امام رضا ٧ به ابى هاشم جعفرى فرمود: اى ابى هاشم، خرد ارزانى خداوندست و [به دست آوردن] ادب مشقّت آفرين است؛ پس هر كه مشقّت ادب آموزى را بر عهده گيرد به آن دست يابد و هر كه مشقّت خرد آموزى را بر عهده گيرد جز نادانى نيفزايد.
٤٧- احمد بن عمر و حسين بن يزيد گفتند: به حضور امام رضا ٧ رسيديم و عرض كرديم: ما داراى روزى بسيار و رفاه و آسايش در زندگى بوديم ولى اينك حال ما كمى دگرگون شده است. از خدا درخواست نما كه حال پيشين را به ما بازگرداند. امام ٧ فرمود: خواهان چه چيزى هستيد؟ [مىخواهيد] سلطان باشيد؟
آيا خرسند مىشويد از اينكه مثل طاهر و هرثمه باشيد و بر خلاف مذهبى كه داريد باشيد؟ عرض كردم: نه، به خدا سوگند كه خرسند نيستم كه دنيا با همه طلا و نقرهاش از آن من باشد ولى مذهبى بر خلاف آنچه اينك دارم، داشته باشم. امام ٧ فرمود:
همانا خداوند مىفرمايد: «اى خاندان داود سپاسگزار باشيد و از بندگان من، اندكى سپاسگزارند». [سبأ (٣٤)، آيه ١٣]. به خدا نيك گمان باش؛ چرا كه هر كس گمانش را به خدا نيك دارد خداوند به قدر گمانش با او باشد [و عطا فرمايد]