تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦٩ - اوصاف تقواپيشگان از ديدگاه أمير المؤمنين على
بردبارى را با دانايى و دانش را با منش درآميخته است. او را نگرى كه تنبلى از او دور است و شادابى همواره با او، آرزويش كوتاه است و لغزشش اندك، دلش خاشع است و نفسش قانع، جهلش نهان است و كارش آسان، دينش استوار است و شهوتش مرده، خشمش فرو برده و اخلاقش بىآلايش است، رازى را كه به او سپردهاند به دوستان صميمى خود نيز نگويد، گواهى حقّ را حتى به نفع دشمنان نيز باشد كتمان نكند، هيچ كارى را براى خودنمايى انجام ندهد و به خاطر شرم نيز تركش ننمايد، مردم به نيكى او اميدوار و از گزندش آسودهاند، اگر در جمع غافلان حضور يابد نامش در زمره ذكر گويان نگاشته آيد، از آن كس كه بر او ستمى كرده، عفو نمايد و به آن كس كه او را محروم ساخته عطا فرمايد. هر كس با او قطع رابطه نمايد او در برقرارى رابطه پيش قدم مىشود، حلمش زودگذر نيست، از آراستگى [ظاهرى و باطنى] درنماند، از گفتن سخن زشت دورى نمايد، گفتارش نرم و ملايم است، نيرنگ در او وجود ندارد، كار نيكويش بسيار و در رفتار خوش كردار است، نيكى او همه را رسيده و بدى وى را كسى نديده است، در سختىهاى وحشت انگيز زندگى با وقار است و در ناخوشايندهاى آن بردبار، در دوران آسايش سپاسگزار است، بر كسى كه دشمن دارد ستم ننمايد و محبت ديگران او را به گناه نكشاند، ادّعاى ناحق نكند و حقّى را كه بر گردن اوست انكار ننمايد، پيش از آن كه بر او گواه گيرند خود به حقيقت اعتراف كند، حفاظت آنچه را كه به او سپردهاند [در اثر افراط و تفريط] آن را تباه نسازد، لقب زشت به كسى ندهد، تجاوز نكند و در آن راستا نيز تلاش ننمايد، به همسايه زيان نرساند، به هنگام پيشامدهاى ناگوار مردم را شماتت نكند، به سوى حقّ شتابان است، امانت پرداز است، از زشتيها فاصله گيرد، امر به معروف و نهى از منكر نمايد، از روى نادانى در مسائل [زودگذر] دنيا وارد نشود و از راه حقّ گامى بيرون ننهد. اگر خاموش باشد، خاموشى او را غمگين و افسرده نسازد و اگر بخندد صدا به خنده بلند نكند، به آنچه كه دارد قانع است، خشم سركشش ننمايد، هواى نفس بر او چيره نگردد، بخل مغلوبش نسازد، به آنچه از آن او نيست طمع نورزد، با مردم اختلاط كند تا بياموزد، سكوت اختيار نمايد تا سالم بماند، بپرسد تا دريابد، گوش به [گفتار] خير ندهد تا به وسيله آن ديگران را درمانده سازد، سخنى نگويد كه به ديگرى تحميل شود، اگر بر او ستمى رود شكيبايى ورزد تا خدا- كه بزرگ است ياد او- برايش انتقام بستاند، نفس او از او در زحمت است و مردم از وى در اميدوارى و رحمت، خود را براى آسايش در آخرت به رنج افكند