تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٣١ - پندهاى مسيح
٣٣- واى بر شما اى بندگان بد! به خاطر نعمتى زدودنى و زندگىاى گسستنى، از خدا مىگريزيد و ديدار با او را خوش نداريد! پس چگونه خداوند ديدار با شما را دوست بدارد، در حالى كه شما ديدار با او را خوش نداريد؟! به راستى كه خداوند خواهان ديدار با آن كس باشد كه ديدار با خدا را دوست مىدارد، و خداوند ديدار با آن كس را خوش ندارد كه ديدار با خدا را ناخوشايند مىدارد، و چگونه گمان مىبريد كه شما دوستان خداييد و ديگر مردمان دوستدار خدا نيستند در حالى كه شما از مرگ مىگريزيد و به دنيا پناه مىآوريد؟! مرده را خوشبويى حنوط و سپيدى كفنش چه سودى دهد، در حالى كه همه اينها در زير خاك مدفون شود؟ همين طور طراوت دنياى شما كه برايتان آراسته شده، شما را چه سودى دهد، در حالى كه همه اينها رو به نيستى و نابودى مىرود؟ پاك تنى و رنگ روشنتان، شما را چه سودى دهد، در حالى كه به سوى مرگ گام برمىداريد و در ميان خاك، از ياد مىرويد و در تاريكى گور فرو مىرويد؟ ٣٤- واى بر شما اى بندگان بد! در تابش خورشيد، چراغ در دست مىبريد، در حالى كه نور خورشيد شما را كافى است و نورگيرى از چراغ را در تاريكىها فرو مىگذاريد با آنكه خورشيد به همين سبب، براى شما نهاده شده است، همين طور از روشنايى دانش براى كار دنياى خويش سود مىبريد، در حالى كه دنياى شما [از جانب خدا] تأمين شده است و پرتوگيرى دانش را براى كار آخرت خويش فرو مىگذاريد با اينكه به سبب همين آخرت، دانش به شما ارزانى شده است. مىگوييد: به راستى كه آخرت حقّ است، در حالى كه دنياى خويش را سامان مىبخشيد و هموار مىكنيد، و مىگوييد: به راستى كه مرگ حقّ است، در حالى كه از آن مىگريزيد، و مىگوييد: به راستى كه خداوند مىبيند و مىشنود، در حالى كه از حسابرسى او بر كردار خويش هراسى نداريد، و چگونه آن كس كه سخن شما را مىشنود شما را تصديق كند؛ زيرا كسى كه ندانسته دروغ گويد عذرش بيشتر از كسى است كه دانسته دروغ مىبافد، هر چند هيچ عذرى براى دروغ پذيرفته نشود.
٣٥- از روى حقيقت به شما مىگويم: چون بر مركبى سوار نشوند و تمرينش ندهند و به كارش نگيرند سركش شود و خويش تغيير يابد، همين طور دلها چون با يادآورى مرگ نرم نشوند و با پايدارى بر بندگى خدا به سختى نيفتند سخت و خشن گردند. خانه تاريك را چراغ بر بام نهاده چه سود دهد در حالى كه درون خانه وحشت آفرين و تاريك است؟